کارشناس و دکترای روابط بینالملل در اجتماع شبانه مردم چناران، با تحلیل اسناد سازمان سیا، از سقوط اقتدار آمریکا، بحران بدهیهای کلان و تضعیف توان نظامی این کشور در برابر پیوند میدان و خیابان و قدرتهای جهانی خبر داد.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ حسین پورلسانی در دویست و چهلمین اجتماع شبانه مردم چناران اظهار کرد: موضوعات متعددی در حوزه سیاسی و اجتماعی وجود دارد که باید مورد بحث قرار گیرند؛ از جمله «فلسفه خیابان» که در آن مردم به عنوان یکی از مولفههای اصلی قدرت، تبلور مییابند. همچنین موضوعاتی نظیر «دوگانه مذاکره صلح یا دفاع و مقاومت» از محورهای مهمی است که در فرصتهای آتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
وی در ادامه سخنان خود به نقش نیروهای مسلح اشاره کرد و افزود: پیوند مبارک میان مردم (خیابان) و نیروهای مسلح (میدان)، اثرات عمیقی بر معادلات قدرت گذاشته است. این همسویی میان مردم انقلابی و فرزندان شهید علیاکبر (ع) در نیروهای مسلح، ضربات سختی را به سیاستهای ایالات متحده وارد کرده است.
کارشناس و دکترای روابط بینالملل، با استناد به اسناد و مکاتبات سازمان سیا (CIA)، کنگره و اظهارات ترامپ، تصریح کرد: بر اساس تحلیلهای سازمان سیا که به کنگره آمریکا ارائه شده، اقدامات ایران و پیوند میدان و خیابان باعث ایجاد بحرانهای متعددی برای آمریکا شده است. در این تحلیلها ذکر شده که این وضعیت منجر به بروز ۱۰ بحران مختلف برای ایالات متحده شده که برخی از آنها بحرانهای درونکالبدی (داخلی) و برخی دیگر مربوط به تعاملات بینالمللی آمریکا است.
پورلسانی در ادامه تأکید کرد که این بحرانها، بهویژه در حوزه اقتدار آمریکا، نتیجه مستقیم مقاومت و پیوند ارگانیک مردم و نیروهای مسلح در برابر تهدیدات است.
کارشناس و دکترای روابط بین الملل تصریح کرد: اقتدار آمریکا در سطح جهانی بهشدت آسیب دیده است، تا جایی که حتی رهبران دست پرورده آنها مانند زلنسکی نیز دیگر به دستورات این کشور گوش نمیدهند.
وی این وضعیت را بحران اول یعنی سقوط اقتدار نامید.
کارشناس و دکترای روابط بین الملل در ادامه به بحران دوم یعنی «بحران اقتصادی» اشاره کرد و افزود: در زمان تحویل ریاست جمهوری توسط ترامپ، بدهیهای آمریکا حدود ۶.۵ تریلیون دلار بود، اما اکنون این رقم به ۴۰ تریلیون دلار رسیده است که دلیل اصلی آن هزینههای هنگفت جنگی با ایران است.
پورلسانی تصریح کرد که بر اساس تحلیلهای موجود، هر یک از شهروندان آمریکا از بدو تولد، سهم مشخصی از این بدهی کلان را بر دوش میکشند.
وی با پرداختن به بحران سوم، موضوع «ذخایر تسلیحاتی» را مورد بررسی قرار داد و اظهار داشت: نباید در تحلیل تجهیزات دشمن دچار تزلزل روحی یا وحشت شد، اما نباید آنها را نیز بیش از حد کوچک دید.
کارشناس و دکترای روابط بین الملل افزود که آمریکا در جنگها بر اساس پروتکلهای استانداردی عمل میکند؛ برای مثال در سطح جنگی که با ایران آغاز کرد، طبق استاندارد باید ۱۶۰۰ موشک کروز به کار میبرد، اما در واقعیت مجبور شد ۳۶۰۰ موک به کار گیرد.
پورلسانی نیز ادامه داد: این تفاوت در اعداد نشان میدهد که استانداردهای نظامی آمریکا به دلیل مقابله با توان دفاعی ایران به هم ریخته و اکنون ذخایر تسلیحاتی آنها به شدت کاهش یافته است، بهطوری که برای درگیریهای احتمالی بعدی با بحران تجهیزات مواجه خواهند شد.
وی همچنین ادامه داد: بر اساس تحلیلهای سازمان سیا، ایالات متحده دیگر توان رقابت همترازی با قدرتهای نوظهوری مانند روسیه و چین را ندارد و این تضعیف ابتدا از عرصه اقتصادی آغاز شده است؛ بهگونهای که اگر رقابتها به میدان نظامی کشیده شود، آمریکا با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
کارشناس و دکترای روابط بینالملل با اشاره به رقابتهای زیرپوستی میان قدرتهای بزرگ افزود: اگرچه چین و روسیه در ظاهر رقیب آمریکا هستند، اما خود این کشورها نیز رقابتهای درونی دارند تا بتوانند خود را به عنوان رهبر دنیا معرفی کنند؛ در این میان، کشورهای اروپایی مانند انگلیس و فرانسه نیز دشمنان زیرپوستی این جریانها هستند و در آینده رقابتهای پیچیدهای در این زمینه شکل خواهد گرفت.
پورلسانی در بخش دیگری از سخنان خود به «بحران بیاعتباری» رئیسجمهور آمریکا پرداخت و تصریح کرد: حرفهای رئیسجمهور آمریکا دیگر اعتبار سابق را ندارد و بسیاری از اظهارات وی متناقض و غیرعملی است.
وی به عنوان نمونه به ادعای «صلح انرژی» میان روسیه و اوکراین اشاره کرد که پس از اعلام آن، نه تنها طرفین خبرهای از این صلح نداشتند، بلکه مراکز انرژی یکدیگر را بمباران کردند؛ این موضوع نشاندهنده سقوط اعتبار کلام اولین شخصیت سیاسی آمریکا در سطح جهانی است.
کارشناس و دکترای روابط بینالملل در پایان به تغییر رویکرد قانونی در ایالات متحده اشاره کرد و افزود: در ساختار سیاسی فعلی آمریکا، قانون جای خود را به «بیقانونی» داده است. رئیسجمهور آمریکا که علاوه بر ریاست قوه مجریه، تأثیر گستردهای بر سیاست خارجی و کل کشور دارد، اکنون در عرصهی رقابتهای سیاسی به جای استدلال، به تخریب حیثیت رقبگان روی آورده است که این امر بازتابدهنده وضعیت بحرانی مدیریت داخلی و خارجی این کشور است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه این خبر
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!