به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ فریبا کیانی، کارشناس و فعال رسانه در یادداشتی بمناسبت هفته دفاع مقدس نوشت: وقتی صحبت از جنگ می شود، همه ما جنگ را با صدای گلوله و خط مقدم می شناسیم، اما اگر بخواهیم روایت واقعی از جنگ داشته باشیم باید اول سراغ خانه هایی که مادران، پسرانشان و زنان همسرانشان را بدرقه خط مقدم کرده اند، برویم و بعد از آن سراغ محله ها و کوچه هایی برویم که در حال پخت و پز نان و تهیه مواد غذایی اولیه و دوخت و دوز لباس برای سربازان خط مقدم و همچنین در ادامه راه زنان، سراغ بانوان پرستار و پزشکی که در مناطق عملیاتی در بیمارستان های صحرایی در حال خدمت رسانی به مجروحین جنگی بودند.
پس در هشت سال دفاع مقدس، زنان ایرانی نه تماشاگر، بلکه کنشگرانی فعال بودند؛ بر اساس آمار از شهدای جنگ تحمیلی زنان قهرمان ایران ۶ هزار و۴۲۸ نفر شهیده در طول سالهای دفاع مقدس تقدیم اسلام کردند که بیشتر آنها در بمباران و موشک باران شهرها به شهادت رسیدهاند که ۵۰۰ نفر از این افراد، رزمنده بودند، بیشتر این زنان مجرد و ۲۵۰۰ نفر از آنان در سن ۱۰ تا ۳۰ سال بودند. آنها سنگربانان خانواده و جامعه بودند؛ سنگری که نه با خاکریز، که با صبر، تدبیر و ایستادگی برپا شد. اما این اعداد را نباید پایان داستان دانست، پشت هر عدد، انتخاب آگاهانه، حضور در برابر خطر و تصمیمی برای ماندن است، نه حادثهای که بر زنان بی اختیار تحمیل شده است.
شاید مهمترین درس روایتی از آن دوران، شکستن تصویر سادهانگارانهای است که جنگ را صرفا میدانی مردانه میداند. گزارشهای میدانی از خرمشهر و سوسنگرد نشان میدهد زنان نه تنها خانههایشان را ترک نکردند، بلکه در همین خانهها و مساجد، ستونهای تدارکات و پشتیبانی جبهه را ساختند. بزرگترین هنر زنان در آن دوران، «مدیریت بحران با چاشنی امید» بود. زن ایرانی با تکیه بر سنتهای اصیل فرهنگی و باورهای عمیق دینی، خانواده را از فروپاشی درونی نجات داد. آنها نقش همسر، مادر، پرستار و در عین حال، مدیر بحران عاطفی خانه را به دوش کشیدند. این، شکلی از «کنشگری خاموش اما سترگ» بود که جامعه را سر پا نگه داشت و دفاع مقدس را از یک جنگ نظامی به یک مقاومت ملی تبدیل کرد.
از منظر جامعهشناسی خانواده، نقش زنان در آن دوران را میتوان در چند محور خلاصه کرد: حفظ ساختار خانواده، مدیریت اقتصاد معیشت و پشتوانه معنوی جبهه، تربیت فرزندان و حفظ کانون خانواده ای که همسرانشان به جبهه رفته بودند و در غیاب مردان بار کامل مسئولیت خانه را به دوش کشیدند.
در حقیقت این زنان بودند که پل ارتباطی میان خط مقدم و زندگی روزمره بودند و مدیریت بحران در آن دوران نه در اتاق فکر، که در آشپزخانه و مسجد و مدرسه جریان داشت.
نکتهای که دربازخوانی این دوران معمولاً مغفول میماند، پیوند مستقیم آن با نیاز امروز جامعه است.
امروز نیز خانواده ایرانی درگیر نوعی جنگ است؛ جنگی که نه با گلوله، که با روایتها، سبک زندگی و فرسایش سرمایه اجتماعی پیش میرود. در چنین فضایی، الگوی زنان دفاع مقدس میتواند مرجع عملی باشد: زنانی که با انتخاب آگاهانه، حفظ خانواده و مشارکت اجتماعی همزمان را پیشه کردند و نشان دادند دفاع از وطن تنها یک میدان نظامی نیست.
انتهای پیام/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!