به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ رضا کفاشیان، فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: خبر شاید برای بسیاری از مردم فقط یک مصوبه اداری باشد؛ اما برای کاشمر میتواند چیزی فراتر از تغییر یک عنوان و جابهجایی یک مجموعه در چارت وزارت علوم باشد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی در فاز دوم ساماندهی مؤسسات آموزش عالی دولتی، مرکز آموزش عالی کاشمر را به دانشگاه حکیم سبزواری ملحق کرده است.
فعلاً کسی از «تعطیلی» یا «انحلال» مرکز حرف نمیزند؛ حتی در متن مصوبه نیز چنین چیزی نیامده است. اما سؤال اینجاست: آیا الحاق میتواند نخستین گام در مسیری باشد که در نهایت به کوچکشدن یا حتی انحلال یک مرکز آموزش عالی منجر شود؟
این سؤال را نمیتوان نادیده گرفت؛ بهخصوص وقتی پای آینده آموزش عالی یک شهرستان و یک منطقه بزرگتر به میان است.
ساماندهی؛ تجربهای که باید از آن درس گرفت
ساماندهی آموزش عالی در کشور موضوع تازهای نیست. در سالهای گذشته نیز تعدادی از مراکز و مؤسسات آموزش عالی دولتی به دانشگاههای بزرگتر ملحق شدند.
فلسفه این طرح قابل فهم است؛ کاهش ساختارهای موازی، استفاده بهتر از امکانات و منابع، جلوگیری از پراکندگی بیضابطه مراکز آموزش عالی و ارتقای کیفیت. اما روی دیگر ماجرا را هم باید دید.
وقتی یک مرکز، استقلال مدیریتی خود را از دست میدهد، طبیعی است که درباره آینده رشتهها، بودجه، نیروی انسانی، پذیرش دانشجو و اختیارات مدیریتی نگرانی ایجاد شود.
الحاق به خودی خود انحلال نیست؛ اما اگر بعد از الحاق، رشتهای کاهش پیدا کند، پذیرش دانشجو محدود شود، نیروی انسانی کاهش یابد و بودجه توسعهای مرکز کم شود، ممکن است یک مرکز بدون آنکه رسماً منحل شده باشد، به مرور کارکرد و جایگاه واقعی خود را از دست بدهد. این همان نقطهای است که باید درباره آینده کاشمر حساس بود.
چرا اصلاً باید کاشمر «ملحق» شود؟
سؤال اصلی شاید حتی یک مرحله قبلتر باشد. چرا برای کاشمر باید نسخه «الحاق» پیچیده شود؟ چرا نباید نسخه «ارتقا» روی میز باشد؟
کاشمر و ترشیز، با ظرفیتهای جمعیتی، کشاورزی، اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و گردشگری خود، نیازمند یک دانشگاه دولتی قدرتمند هستند؛ دانشگاهی که بتواند متناسب با نیازهای منطقه رشته ایجاد کند، استاد جذب کند و مسائل ترشیز را به موضوع پژوهش تبدیل کند.
مطالبه منطقیتر برای چنین منطقهای، شاید نه انتخاب بین «فردوسی» و «حکیم سبزواری»، بلکه ایجاد یک دانشگاه مستقل برای ترشیز باشد.
اگر مرکز آموزش عالی کاشمر ضعفهایی دارد، باید پرسید این ضعفها چیست و چرا برای رفع آنها سرمایهگذاری نشده است؟ کمبود دانشجوست؟ رشته است؟ استاد است؟ بودجه است؟ زیرساخت است؟
هرکدام که هست، باید برای حل آن برنامه داشت؛ نه اینکه الحاق را تنها راهحل بدانیم.
چرا حکیم سبزواری؟
حتی اگر اصل الحاق را بپذیریم، انتخاب دانشگاه مادر هم سؤالبرانگیز است. چرا دانشگاه حکیم سبزواری؟
در همین مصوبه، مجتمع آموزش عالی گناباد و دانشکده کشاورزی و دامپروری تربتجام به دانشگاه فردوسی مشهد ملحق شدهاند، اما برای کاشمر دانشگاه حکیم سبزواری تعیین شده است. مبنای این انتخاب چیست؟ آیا ظرفیت علمی و پژوهشی دانشگاههای مختلف بررسی شده است؟ آیا فاصله جغرافیایی، رشتهها، هیئت علمی، زیرساختها و ظرفیت توسعهای دانشگاه مادر مورد ارزیابی قرار گرفته است؟ و مهمتر از همه، آیا مسئولان کاشمر در تعیین این گزینه نقشی داشتهاند؟ اگر دانشگاه حکیم سبزواری بهترین گزینه است، مسئولان باید برای مردم توضیح دهند که چرا. اما اگر گزینههای قویتر و اثرگذارتری برای آینده آموزش عالی ترشیز وجود داشته، چرا درباره آنها مطالبهگری نشده است؟
کاشمر فقط یک «مرکز تابعه» نمیخواهد
مسئله را نباید به سرنوشت یک ساختمان یا چند رشته محدود کرد. دانشگاه برای یک شهرستان، نیروی انسانی، دانشجو، اقتصاد خدمات، پژوهش، ارتباط با صنعت و اعتبار علمی ایجاد میکند. اگر قرار باشد مرکز آموزش عالی کاشمر بعد از الحاق همچنان توسعه پیدا کند، رشتههای جدید بگیرد، استاد جذب کند، بودجه دریافت کند و ظرفیت علمیاش افزایش یابد، میتوان از الحاق به عنوان یک فرصت صحبت کرد.
اما اگر نتیجه، کاهش اختیارات و کوچکشدن تدریجی مرکز و در نهایت انحلال باشد، آن وقت باید پرسید این ساماندهی دقیقاً چه چیزی را سامان داده است؟
و سؤال بزرگتر؛ مسئولان کاشمر کجا هستند؟
شاید عجیبترین قسمت ماجرا همین باشد. دو روز از انتشار و ابلاغ این مصوبه گذشته و در مواضع رسمی منتشرشده، هنوز صدای روشنی از مسئولان محلی درباره آینده مرکز آموزش عالی کاشمر شنیده نشده است.
نه توضیح روشنی از رئیس مرکز درباره وضعیت مجموعه منتشر شده، نه فرمانداری برای افکار عمومی درباره آثار این تصمیم سخن گفته و نه نماینده مردم موضع مشخصی درباره آینده آموزش عالی شهرستان ارائه کرده است.
شاید مسئولان در حال رایزنی باشند؛ شاید جلساتی برگزار شده باشد که رسانهای نشده است. اما مردم فقط چیزی را میبینند که گفته میشود و سؤال ساده است: اگر برای آینده آموزش عالی کاشمر تصمیمی به این بزرگی گرفته شده، مسئولان شهرستان چه کردهاند؟ آیا پیش از تصویب، برای جلوگیری از الحاق تلاش شده است؟ آیا مطالبه دانشگاه مستقل ترشیز مطرح شده است؟ آیا درباره انتخاب دانشگاه مادر مذاکرهای صورت گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است، نتیجه چه بوده؟ و اگر پاسخ منفی است، چرا؟
قبل از آنکه دیر شود
هنوز درباره سرنوشت نهایی مرکز آموزش عالی کاشمر نمیتوان حکم قطعی داد. الحاق، طبق متن مصوبه، به معنای انحلال نیست. اما دقیقاً به همین دلیل باید از همین امروز درباره آینده آن سؤال کرد.
باید مشخص شود دانشجو چه میشود، کارمند چه میشود، بودجه کجا میرود، رشتهها چه سرنوشتی پیدا میکنند، مدیریت مرکز چگونه خواهد بود و مهمتر از همه، آیا مأموریت مرکز در کاشمر توسعه پیدا میکند یا کوچکتر میشود؟
کاشمر نباید چند سال بعد، وقتی ظرفیتهایش کاهش پیدا کرد، تازه به فکر مطالبهگری بیفتد. اگر ساماندهی قرار است اتفاق بیفتد، باید خروجی آن دانشگاه قویتر و آموزش عالی قدرتمندتر در ترشیز باشد، نه مرکز کوچکتری که فقط نامش باقی مانده است. و شاید امروز مهمترین مطالبه مردم ترشیز این نباشد که «مرکز کاشمر به کدام دانشگاه ملحق شود».
مطالبه باید بزرگتر باشد: چرا ترشیز نباید یک دانشگاه مستقل داشته باشد؟
این سؤال را باید امروز پرسید؛ قبل از آنکه «الحاق» تبدیل به مسیری یکطرفه شود که بازگشت از آن، چند سال بعد بسیار دشوار باشد.
الحاق امروز شاید انحلال نباشد؛ اما مسئولان باید تضمین کنند که فردای کاشمر، به انحلال تدریجی آموزش عالی ترشیز ختم نخواهد شد.
انتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!