به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»، جنگ بیشباهت به قیامت نیست؛ ناقوس جنگ که نواخته میشود انسان تمام علایق و دلبستگیهایش را برمیدارد و بار سفر میبندد اما ایران در یک چمدان جا نمیشود.
ایران در یک چمدان جا نمیشود و مردم این مرز و بوم نیز حاضر نیستند حتی از یک وجب خاکش بگذرند؛ آنها به تبعیت از رهبر کشوردوستشان، پای مام وطن ایستادهاند، هشت سال جنگ تحمیلی، جنگ 12 روزه و جنگ رمضان شاهدی بر این ادعاست.
زمانی که ترامپ در یاوهگوییهایش ایران و تمام زیرساختهای آن از جمله نیروگاهها را تهدید کرد یک ایران به پا خاست برای صیانت از زیرساختها. مردم جانشان را کف دست قرار داده و گرداگرد نیروگاهها زنجیره انسانی تشکیل دادند؛ برخی غسل شهادت کردند و برخی با عزیزانشان آخرین وداع را گفتند اما از جان گذشته و خود را سپر بلا کردند.
مردم ایران ثابت کردند که رنگ جنگ در ایران با سایر کشورها متفاوت است.
آنها نشان دادند که در قاموس این سرزمین، وقت تهدید، هنگام هراس نیست بلکه زمان حراست است. برای روایت این ایستادگی، سراغ کارکنان نیروگاه حرارتی مشهد رفتیم تا از روزهایی بگویند که در سایه تهدید، چراغ ایران را روشن نگاه داشتند.
چراغهایی که باید روشن میماند
امیر خسروینیا، کارمند شرکت مدیریت تولید برق مشهد، روزهای جنگ تحمیلی دوم و سوم را روزهایی متفاوت از همیشه به یاد میآورد؛ روزهایی که خودش و همکارانش با وجود تهدیدها با ایمانی راسخ در محل کار حاضر میشدند تا مبادا لحظهای آب در دل مردم تکان بخورد.
او میگوید: در آن روزها شرایط متفاوت بود؛ استراحتها کمتر شده بود و بیشتر درگیر شیفت و انجام وظیفه بودیم. با توجه به تهدیدهایی که وجود داشت، همه میدانستیم نیروگاه و زیرساختهای انرژی جزو بخشهای حساس کشور هستند و باید با دقت بیشتری کار کنیم.
خسروینیا از حضور دلگرم کننده مردم و تشکیل زنجیره انسان گرداگرد نیروگاه میگوید و بیان میکند: در همان روزها باخبر شدیم اقشار مختلف مردم برای حمایت از نیروگاه و کارکنان آن، زنجیره انسانی تشکیل دادهاند. ما در اتاق فرمان مشغول کار بودیم و امکان حضور در کنار مردم را نداشتیم، اما شنیدن خبر حضور آنها برایمان واقعاً دلگرمکننده بود.
او ادامه میدهد: ماهیت کار ما به گونهای است که بیشتر در فضای بسته و اتاق فرمان هستیم و دسترسی زیادی به بیرون نداریم. اگر شرایط اجازه میداد، دوست داشتیم خودمان هم در کنار مردم باشیم، اما وظیفهای که داشتیم ایجاب میکرد نیروگاه را ترک نکنیم و کارمان را ادامه دهیم.
خسروینیا نقش کارکنان صنعت برق را بخشی از مسئولیت عمومی در روزهای سخت توصیف کرده و میگوید: شاید وقتی از دفاع از کشور صحبت میشود، ابتدا نیروهای نظامی به ذهن بیایند، اما زیرساختهای حیاتی هم بخشی از این دفاع هستند. ما در نیروگاه وظیفه داشتیم تولید برق پایدار بماند، تجهیزات آسیب نبیند و اگر حادثهای رخ داد، در کوتاهترین زمان واکنش مناسب نشان دهیم.
صدایی که بیشباهت به صدای انفجار نبود
سعید ملاحسینی، مسئول توربین نیروگاه سخت مشغول کار است اما از او درخواست میکنیم دقایقی را به ما اختصاص دهد. او در گفتگو با خبرنگار ما از روزهایی میگوید که پیگیری اخبار جنگ و شنیدن تهدیدها و یاوهگوییهای ترامپ گاهی فضای کار را تحت تأثیر قرار میداد، اما در همان لحظهها نیز کار باید ادامه پیدا میکرد.
ملاحسینی از روزهای پر التهاب و اضطراب جنگ خاطرهای نقل کرده و بیان میکند: یادم هست یک بار صدای خیلی وحشتناکی شنیدم، صدایی که بیشباهت به صدای انفجار نبود اما با همه اینها کار را متوقف نکردیم و همه کارشان را پر قدرت ادامه دادند؛ شرایط سخت بود، اما نمیشد به خاطر استرس، کار را کنار گذاشت. باید تمرکزمان را حفظ میکردیم و وظایفمان را انجام میدادیم.
مسئول توربین نیروگاه از روحیه همکارانش نیز میگوید: با وجود همه نگرانیها، بچهها واقعاً پای کار بودند. هرکس سعی میکرد آرامش خودش را حفظ کند و اجازه ندهد شرایط روی کارش تأثیر بگذارد. در آن شرایط همکاران به هم روحیه میدادند و همین همراهی باعث میشد نگرانیها کمتر شود. وقتی میدیدیم همه با وجود استرس ایستادهاند و کارشان را انجام میدهند، خود این موضوع دلگرمی بود و کمک میکرد با آرامش بیشتری ادامه بدهیم.
ترس بود؛ اما نگرانی ما سیستم بود
شهرام کرمی، دکترای مهندسی مکانیک دارد و بهرهبردار واحدهای نیروگاه حرارتی مشهد است، او روزهای جنگ را از زاویه دیگری روایت میکند؛ از نگاه کسی که بیش از نگرانی برای جان خودش، دغدغه آسیب دیدن سیستم برق کشور را داشت.
او میگوید: نیروگاه از جمله مکانهایی بود که به صورت مستقیم تهدید شده بود، اما برای ما تفاوتی با دیگر مدافعان کشور نداشت. کسانی که پشت لانچرها بودند وظیفه خودشان را انجام میدادند و ما هم اینجا وظیفه داشتیم که سیستم برق کشور دچار مشکل نشود.
این کارمند نیروگاه حرارتی مشهد ادامه میدهد: همه خانوادهها نگران عزیزانشان بودند. من اصالتاً شیرازی هستم و مادرم مرتب تماس میگرفت و میگفت سر کار نرو و برگرد خانه. نگرانی او طبیعی بود، اما در نهایت دغدغه کشور و خاکمان را هم داشتیم لذا آمدیم و ایستادیم تا بتوانیم در کنار هم سیستم را حفظ کنیم.
او به تصویر اقتدار مردم که گرداگرد نیروگاه زنجیره انسانی تشکیل داده بودند اشاره کرده و بیان میکند: وقتی شیفت را تحویل گرفتیم و دیدیم مردم مقابل نیروگاه زنجیره انسانی تشکیل دادهاند، حس خیلی خوبی داشتیم. این همراهی مردم مسئولیت کارکنان را سنگینتر میکرد، وقتی میدیدیم مردم برای حمایت از ما آمدهاند، احساس میکردیم باید بیشتر بایستیم و وظیفهمان را انجام دهیم.
کرمی منکر ترس تک تک نیروها از سایه جنگ نمیشود اما ترس نه برای جان شیرینشان، بلکه ترس برای حفاظت از سیستمهایی که برق استان را تأمین میکرد. او میگوید: ترس وجود داشت، اما نگرانی اصلی ما بیشتر متوجه سیستم بود. اگر نیروگاه یا زیرساخت برق آسیب میدید، ممکن بود مشکلات بیشتری برای کشور ایجاد شود. همین نگرانی باعث شد با وجود همه ترسها بمانیم و تلاش کنیم سیستم همچنان بچرخد.
نیروهای بازنشسته آماده خدمت داوطلبانه شدند
محسن معصومی، رئیس اداره شیفت ۲ بهرهبرداری نیروگاه حرارتی مشهد، که خودش در شب رو روزهای تهدیدات علیه نیروگاه پای کار بود و در مجموعه حضور داشت از روزهایی سخن میگوید که حتی در شرایط تهدید نیز روند کار نیروگاه متوقف نشد و کارکنان با همان نظم همیشگی، شیفتهای خود را ادامه دادند.
او میگوید: در آن روزها حتی یک نفر از همکاران نبود که بخواهد کنار بکشد. همه پای کار بودند و بعضی همکاران بازنشته و مشغول به خدمت حتی داوطلبانه اعلام آمادگی میکردند که در شیفتهای مختلف حضور داشته باشند.
معصومی میگوید: زنجیره انسانی که مردم مقابل نیروگاه تشکیل دادند، اتفاق ارزشمندی بود. نیروگاهها در آن شرایط در خط مقدم حفظ زیرساختهای کشور قرار داشتند و این حضور مردم نشان میداد که آنها اهمیت این موضوع را درک کردهاند.
او اضافه میکند: در حالی که نیروگاه تهدید شده بود، ما بدون وقفه مشغول خدمت رسانی بودیم و حتی در آن ایام تعمیرات اساسی و کارهای فنی طبق برنامه انجام میشد و نیروگاه روال خودش را داشت، نظارتها و بازدیدها نیز با حساسیت بیشتری دنبال میشد تا اتفاقی رخ ندهد و خللی در تولید برق ایجاد نشود.
زنجیره انسانی درست یا غلط؟
محمود محمدی از سال ۱۳۹۹ در نیروگاه مشهد مشغول به کار است و پیش از آن نیز چند سال سابقه بهرهبرداری در نیروگاه داشته است. او میگوید: در روزهای پر التهاب جنگ کسی ما را مجبور نکرده بود که در نیروگاه حضور داشته باشیم، ما میتوانستیم مرخصیهای استحقاقیمان را استفاده کنیم اما یک عِرق و تعهد نسبت به کار داشتیم و احساس میکردیم باید بمانیم و وظیفهمان را انجام دهیم.
او میگوید: اولش نسبت به تشکیل زنجیره انسان پیرامون نیروگاه حس منفی داشتم، معتقد بودم نیروگاه مشهد شاید نیروگاه خیلی شناختهشده نباشد و این کار مردم توجه دشمنان را به این مجموعه جلب میکند اما بعد که دیدم یکسری از همشهریها و مردم خودشان را از ما میدانند و برای حمایت از ما آمدهاند، حس خوبی پیدا کردم. اینکه مردم در شرایطی که احتمال خطر وجود داشت، کنار ما ایستادند، باعث شد احساس مسئولیت بیشتری کنم.
محمدی اضافه میکند: وقتی دیدم مردم برای حمایت از ما پای کار آمدند، مسئولیت خودم را سنگینتر احساس کردم و همین موضوع باعث شد در روزهای سخت، بیشتر از قبل خودم را موظف بدانم که بمانم و وظیفهام را درست انجام دهم.
هرکس در جای خودش باید بایستد
حسین پوریانمهر، از کارکنان بخش تعمیرات واحدهای گازی نیروگاه مشهد، از مسئولیتی میگوید که در شرایط بحرانی بیش از همیشه معنا پیدا میکند؛ ماندن در جای خود و انجام کاری که از دست هر فرد برمیآید.
او ادامه میدهد: در زمان بحران باید خودمان را نشان بدهیم. وقتی کشور به ما نیاز دارد، باید کاری را که از دستمان برمیآید انجام دهیم و اجازه ندهیم مسئولیتی که بر عهده داریم، زمین بماند.
پوریانمهر از روزهایی میگوید که کارکنان واحدهای گازی با وجود تهدیدها، در محل کار حاضر بودند. او بیان میکند: آن زمان در واحدهای گازی مشغول بودیم و صحبت از احتمال تهدید و حمله وجود داشت. هرکس در هر جایگاهی وظیفهای دارد؛ عدهای از مرزها محافظت میکنند و ما هم باید اینجا در واحد حضور داشته باشیم و کار خودمان را انجام دهیم.
او تأکید میکند: تلاشمان این بود که بدون ترس و واهمه در واحدها حاضر باشیم و هر کاری را که در آن لحظه لازم است انجام دهیم. شاید نقش ما با کسانی که در خط مقدم نظامی هستند متفاوت باشد، اما در نهایت همه برای یک هدف تلاش میکنیم؛ حفظ کشور و خدمت به مردم.
پوریانمهر میگوید: در شرایط سخت، هرکس باید در جای خودش کاری را که از دستش برمیآید انجام دهد. ما هم در بخش تعمیرات تلاش میکنیم سهم خودمان را در حفظ پایداری تولید برق و خدمت به مردم به بهترین شکل انجام دهیم.
خط مقدم تولید برق در روزهای تهدید
سیدرضا مرجانزاده، مدیرعامل شرکت مدیریت تولید برق مشهد، در تشریح نقش این نیروگاه در تأمین انرژی منطقه، از مجموعهای میگوید که با بیش از ۶۲ سال سابقه فعالیت، همچنان یکی از نقاط اتکای شبکه برق مشهد به شمار میرود.
او ادامه میدهد: نیروگاه مشهد با ظرفیت نامی ۳۲۸ مگاوات و برخورداری از هفت واحد تولیدی، نقش مؤثری در تأمین برق مورد نیاز شهر مشهد دارد؛ نقشی که بهویژه در روزهای اوج مصرف و ایامی که حضور زائران و مجاوران بارگاه منور حضرت ثامنالائمه امام رضا(ع) افزایش مییابد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مدیرعامل شرکت مدیریت تولید برق مشهد بیان میکند: این نیروگاه بخشی از بار شبکه برق مشهد و منطقه را تأمین میکند و استمرار فعالیت آن، در کنار دیگر نیروگاهها و ظرفیتهای شبکه، برای حفظ پایداری برق اهمیت دارد.
مرجانزاده سپس به روزهای پرالتهاب جنگ و تهدیدهایی که متوجه این مرکز شده بود، اشاره میکند؛ روزهایی که با وجود شرایط حساس، فعالیت نیروگاه برای لحظهای متوقف نشد و کارکنان همچون همیشه در محل کار خود حاضر بودند.
او میگوید: در روزهای تهدید، فعالیت نیروگاه بدون وقفه ادامه داشت و کارکنان متعهد نیروگاه، وظیفه خطیر تولید پایدار برق را بر عهده داشتند. تعطیلی نیروگاه با توجه به نقش آن در تأمین برق شهر مشهد و پشتیبانی از شبکه سراسری، میتوانست فشار مضاعفی به شبکه برق وارد کرده و پایداری تأمین برق را با چالش مواجه کند؛ از اینرو، حفظ آمادگی و استمرار تولید، اولویت اصلی مجموعه بود.
مدیرعامل شرکت مدیریت تولید برق مشهد از شبهایی نیز میگوید که تهدیدها شدت گرفته بود، اما او ترجیح داد در کنار کارکنانی باشد که در تمام ساعات شبانهروز مسئولیت تولید برق را بر عهده داشتند.
مرجانزاده ادامه میدهد: حضور در کنار کارکنان در شرایط حساس، وظیفه مدیریتی و اخلاقی بنده بود. کارکنان نیروگاه در تمام ساعات شبانهروز مسئولیت مهم تولید برق را بر عهده دارند و لازم بود در آن شرایط، ضمن بازدید از روند فعالیت واحدها، از تلاشها و روحیه مسئولانه همکاران قدردانی و حمایت شود.
او تأکید میکند: باور ما این است که مدیریت باید در کنار کارکنان و همراه آنان باشد، بهویژه هنگامی که مجموعه در حال خدمترسانی به مردم است.
مرجانزاده درباره وضعیت نیروی انسانی نیروگاه در ایام جنگ نیز توضیح داده و بیان میکند: برخلاف شرایطی که برخی مجموعهها ممکن است به کاهش فعالیت یا تعدیل نیرو فکر کنند، در شرکت مدیریت تولید برق مشهد چنین اتفاقی رخ نداد.
او میگوید: در ایام جنگ هیچگونه تعدیل نیرویی در شرکت نداشتیم؛ بلکه با توجه به ضرورت حفظ و تقویت توان عملیاتی مجموعه، تعدادی نیروی جدید نیز برای همکاری در شرکت جذب شدند.
مدیرعامل شرکت مدیریت تولید برق مشهد در ادامه به فعالیتهای فنی و تعمیراتی مجموعه در همان روزهای حساس اشاره میکند و میگوید: در ایام جنگ ۴۰ روزه، عملیات تعمیرات اساسی واحد شماره یک BBC با جدیت و بدون وقفه انجام شد و کارکنان متخصص و پرتلاش نیروگاه توانستند این عملیات را با موفقیت به پایان برسانند.
به گفته او، این واحد پس از انجام تعمیرات اساسی، برای تأمین برق پایدار در پیک مصرف تابستان آماده شد؛ عملیاتی که در شرایط خاص آن روزها نیز متوقف نشد و مسیر خود را تا بازگشت واحد به مدار آمادگی تولید ادامه داد.
مرجانزاده در تشریح وضعیت فعلی واحدهای نیروگاه نیز اظهار میکند: در حال حاضر، هر هفت واحد تولیدی نیروگاه مشهد در مدار تولید قرار دارند و با حداکثر توان عملیاتی، آماده تأمین برق مورد نیاز شبکه هستند.
او ادامه میدهد: خوشبختانه از نظر آمادگی تولید مشکلی وجود ندارد و همکاران ما بهصورت مستمر وضعیت تجهیزات و واحدها را پایش میکنند تا تولید برق پایدار ادامه یابد.
مدیرعامل شرکت مدیریت تولید برق مشهد در بخش دیگری از صحبتهای خود، نگاه مجموعه به آینده و ضرورت نوسازی نیروگاه را مورد توجه قرار میدهد و از طرحی میگوید که میتواند فصل تازهای در تولید برق این مجموعه رقم بزند.
مرجانزاده توضیح میدهد: طرح جایگزینی واحدهای فرسوده نیروگاه مشهد با یک بلوک سیکل ترکیبی راندمان بالا، به ظرفیت ۳۳۰ مگاوات، در شورای اقتصاد و بر اساس ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر و ارتقای نظام مالی کشور به تصویب رسیده است.
او هدف از اجرای این طرح را افزایش راندمان نیروگاه تا حدود ۵۵ درصد، ارتقای پایداری تولید و نوسازی زیرساختهای تولید برق در مشهد عنوان میکند و ادامه میدهد: در حال حاضر، پیگیریهای لازم برای اخذ مجوزهای مورد نیاز و فراهمسازی مقدمات اجرای پروژه در دست انجام است.
جنگ هنوز خاتمه نیافته است و در میانه میدان جنگ، همانگونه که کارکنان نیروگاهها بیوقفه برای پایداری تولید میایستند، مردم نیز بخشی از این جبههاند؛ جبههای که سهم هر شهروند در آن، مصرف درست و بهینه انرژی و جلوگیری از هدررفت سرمایههای کشور است.
ایران برای روشن ماندن، تنها به چرخیدن توربینها نیاز ندارد؛ هر چراغی که بیهوده خاموش نمیماند و هر انرژی که آگاهانه مصرف میشود، میتواند سهمی در ایستادگی یک ملت در جنگ انرژی باشد.
انتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!