به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ هنوز چند قدمی از مدرسه فاصله نگرفته است. کاغذی را در دست گرفته و عصازنان راه می‌رود. مقصدش داروخانه‌ای است که چند روزی است در حسینیه شهر برپا شده؛ داروخانه‌ای که برخلاف بسیاری از داروخانه‌ها، این روزها قرار نیست فقط محل تحویل نسخه باشد، بلکه بخشی از یک مجموعه بزرگ خدمت‌رسانی پزشکی است که به دل منطقه آمده تا فاصله میان مردم و خدمات تخصصی درمان را کوتاه‌تر کند.
پیرمرد زیر لب می‌گوید: «شیر مادر حلالت... خدا رحمت کند پدر و مادری را که چنین فرزندی را تربیت کرده‌اند.»
جمله‌اش را آرام می‌گوید؛ انگار مخاطب مشخصی ندارد. شاید خطابش به پزشکانی باشد که از شهر و زندگی خود دل کنده و راهی این منطقه شده‌اند، شاید هم به جوانانی که پشت میزهای ثبت‌نام نشسته‌اند و برای سامان دادن به صف بیماران تلاش می‌کنند.
اما همین چند کلمه کوتاه، شاید بهترین توصیف از حال‌وهوای این روزهای شهر بار نیشابور باشد؛ جایی که عده‌ای آمده‌اند تا تخصص خود را در اختیار مردمی قرار دهند که گاهی برای رسیدن به یک پزشک متخصص، باید کیلومترها راه طی کنند.
حسینیه‌ای که چند روزی درمانگاه شده است
با حاج‌رضا همراه شده و وارد حسینیه می‌شویم. فضای حسینیه با آنچه در روزهای معمول دیده می‌شود، تفاوت زیادی دارد. اینجا دیگر فقط محل برگزاری مراسم مذهبی نیست؛ چند روزی است که به یک مرکز درمانی موقت تبدیل شده است.
حسینیه مملو از مردم است؛ پیر و جوان، زن و مرد، مادرانی که دست کودکانشان را گرفته‌اند، سالمندانی که برای معاینه آمده‌اند و کسانی که نسخه در دست، منتظر دریافت دارو هستند. صندلی‌ها پر شده و مردم در انتظار نوبت نشسته‌اند.
در سمت راست حسینیه چند میز و صندلی قرار گرفته است. جوانانی پشت میزها نشسته‌اند و هر فردی که وارد می‌شود، نام و مشخصاتش را ثبت می‌کنند، نوع خدمت مورد نیازش را می‌پرسند و پس از ثبت اطلاعات، نوبت او را مشخص می‌کنند.
کمی آن‌طرف‌تر، بخش شنوایی‌سنجی مستقر شده است. در قسمت دیگری، خدمات بینایی‌سنجی و چشم‌پزشکی ارائه می‌شود. بخش زنان و مامایی نیز در طبقه دیگری از حسینیه مستقر شده و زنان منطقه برای دریافت خدمات تخصصی به آن مراجعه می‌کنند. در نقطه دیگری از این مجموعه، داروخانه قرار دارد؛ جایی که نسخه‌های بیماران دریافت و داروهای مورد نیازشان تحویل داده می‌شود.
آخر کسی را ندارم...
حاج‌رضا آرام‌آرام خودش را به داروخانه می‌رساند. نسخه را به جوانی که پشت میز نشسته می‌دهد. جوان نسخه را بررسی می‌کند و پس از آماده شدن داروها، آن‌ها را تحویل حاج‌رضا می‌دهد.
از او می‌پرسم برای چه مشکلی به اینجا آمده است؟ چند لحظه سکوت می‌کند و بعد می‌گوید: حدود شش، هفت ماهی می‌شود که چشمانم کم‌سو شده شب‌ها هم می‌سوزد. راستش به خاطر دوری راه نمی‌توانستم برای درمان چشم‌هایم به پزشک مراجعه کنم. آخر کسی را ندارم. بچه‌ها سر خانه و زندگی خودشان رفته‌اند و از ما خیلی دور هستند.
حاج‌رضا نسخه را در دستش جابه‌جا می‌کند و ادامه می‌دهد: وقتی شنیدم پزشک‌ها آمده‌اند، گفتم این بار بیایم. خدا به این دکترها خیر بدهد که این همه راه را برای درمان ما به این منطقه آمده‌اند.
مادری که گوش‌درد دخترش را به امید درمان آورده است
در گوشه دیگری از حسینیه، مادری که دست دختر کوچکش را گرفته و منتظر دریافت نوبت شنوایی‌سنجی است. می‌گوید: مدت زیادی است که دخترم گوش‌درد دارد، اما به دلیل فوت همسرم، وضعیت مالی‌مان کفاف هزینه‌های دکتر و درمان را نمی‌دهد. وقتی شنیدم پزشکان جهادگر به اینجا آمده‌اند، واقعاً خوشحال شدم. برای من خیلی مهم است که بدانم دست‌هایی هست که در این شرایط به فکر ما باشد.
وی ادامه می‌دهد: اینکه که می‌بینم کسانی هستند که از زندگی خودشان زده‌اند و برای درمان ما به اینجا آمده‌اند، همین قوت قلب است. خدا خیرشان بدهد.
روایت چهار روز خدمت
حجت قدرت‌نیا، تسهیلگر بنیاد علوی در نیشابور، درباره این اردوی جهادی می‌گوید: قرارگاه جهادی اثر با حمایت بنیاد علوی و با حضور ۳۰ نفر از کادر درمان، به مدت چهار روز در شهر بار حضور دارد و به مردم خدمت‌رسانی می‌کند.
وی ادامه می‌دهد: خدمات ارائه‌شده در این اردو شامل حوزه‌هایی مانند شنوایی‌سنجی، چشم‌پزشکی، زنان و مامایی، پاپ اسمیر است و پیش‌بینی می‌شود حدود یک هزار نفر از مردم منطقه از خدمات این گروه درمانی بهره‌مند شوند.

تسهیلگر بنیاد علوی در نیشابور هدف اصلی این برنامه را رساندن خدمات تخصصی و رایگان به مردم مناطق دوردست و کم‌برخوردار عنوان کرده و می‌گوید؛ این مناطق فاصله جغرافیایی و دشواری رفت‌وآمد می‌تواند دسترسی مردم به برخی خدمات تخصصی را محدود کند. لذا اردوهای جهادی پزشکی در سال‌های اخیر نیز یکی از شیوه‌های ارائه خدمات سلامت به مناطق کم‌برخوردار بوده‌اند و در نقاط مختلف کشور، گروه‌های پزشکی با ارائه خدمات رایگان و تخصصی به این مناطق اعزام شده‌اند.
پزشکانی که مطبشان را به میان مردم آورده‌اند
یکی از متخصصان شنوایی سنجی می‌گوید: تخصص فقط در کلاس درس و پشت میز خلاصه نمی‌شود. اگر سال‌ها درس خوانده‌ایم و تخصص گرفته‌ایم، بخشی از مسئولیت ما این است که از این تخصص برای کمک به مردم استفاده کنیم.
وی ادامه می‌دهد: گاهی یک بیمار فقط به خاطر فاصله یا هزینه نمی‌تواند خودش را به پزشک برساند. وقتی ما می‌توانیم بخشی از این فاصله را کم کنیم، چرا این کار را انجام ندهیم؟
از او درباره خستگی چند روز کار در اردو می‌پرسم، لبخند زده و می‌گوید: خستگی هست، اما وقتی بیماری را می‌بینید که مدت‌ها مشکل داشته و حالا برای اولین بار توانسته توسط متخصص معاینه شود، خستگی خیلی زود فراموش می‌شود.
شاید حضور من در اینجا اتفاقی نیست
یکی از متخصصان چشم‌پزشکی  می‌گوید: به نظر من حضور من در این اردوی جهادی اتفاقی نیست. آدم گاهی فکر می‌کند دارد به دیگری کمک می‌کند، اما واقعیت این است که خودش هم از این حضور چیزهای زیادی یاد می‌گیرد.
وی ادامه می‌دهد: ما شاید تصور کنیم آمده‌ایم فقط بیمار را درمان کنیم، اما وقتی با مردم صحبت می‌کنیم و شرایط زندگی‌شان را می‌بینیم، نگاه خودمان هم تغییر می‌کند. آدم می‌فهمد خیلی از چیزهایی که در زندگی عادی بدیهی به نظر می‌رسند، برای بعضی افراد یک فرصت بزرگ هستند. من باور دارم خدا یک جایی دستم را می‌گیرد و جبران می‌کند.
مامایی که پاداشش را در لبخند بیماران می‌بیند
یکی دیگر از پزشکان ماما ی‌گوید:همین دعای خیر مردم و لبخند رضایتشان برای تمام عمرمان بس است.
او ادامه می‌دهد: در مطب، معمولاً بیمار می‌آید، معاینه می‌شود و می‌رود. اینجا اما شما بخشی از زندگی مردم را می‌بینید. می‌بینید فردی مدت‌ها با یک مشکل کنار آمده چون امکان مراجعه نداشته است. این حال خوبی که از رضایت مردم به ما منتقل می‌شود، چیزی نیست که هر جایی بتوان پیدا کرد.
اینجا شاید تعداد نسخه‌ها، ویزیت‌ها و خدمات مهم باشد؛ اما آنچه در پایان روز باقی می‌ماند، چیز دیگری است: دعای خیر مردمی که شاید مدت‌ها منتظر همین دست یاری بوده‌اند.

انتهای خبر