به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ حمزه آزاد در یادداشتی نوشت:

میدان، نمایش قدرت ملی است. این تجمعات باید در مراکز شهری و روستایی و در بهترین اماکن برگزار شود تا شکوه حضور ملت به عیان احساس گردد. ما ملتی جنگ‌زده‌ایم و هر آن ممکن است دوباره مورد تهاجم سنگین دشمن قرار بگیریم؛ امروز دیگر جنگ در رده نظامی و نیروهای مسلح خلاصه نمی‌شود، چرا که دشمن از برون و درون، بر ملت ما هجوم آورده است.

دشمن در خرداد ۱۴۰۴، فرماندهان و زیرساخت‌های ما را هدف قرار داد و آماده یک یورش سنگین بود که در این مرحله، نیروهای مسلحِ مؤمن و شجاع، دشمن آمریکایی و اسرائیلی را ناکام گذاشتند و با عجز و التماس دشمن صهیونیست، تن به آتش‌بس دادیم.

دشمن اما بلافاصله پس از قبول شکست نظامی، صحنه جنگ را تغییر داد. در دی‌ماه همان سال، پیاده‌نظامِ منافقین، معاندین و فریب‌خوردگان را به خیابان‌ها گسیل داشت؛ کوچه، بازار، محلات، مساجد و اماکن مذهبی، تاریخی و نظامی، میدان تاخت‌وتاز آنان شد و با کشته‌سازی و عملیات‌های خیابانیِ داعش‌گونه، قصد سرنگونی نظام اسلامی را داشتند.

نتانیاهو صریحاً اذعان کرد که جاسوسان (سربازان) ما در خیابان‌های ایران هستند و ترامپ نیز با حمایت از آشوبگران، علناً ابراز داشت که کمک‌های ما در راه ایران است. در اینجا، مسأله از رویارویی مستقیم با ابرقدرت‌های جهان‌خوار، به جنگی ترکیبی بدل شده بود.

اما در این مرحله، مردم هوشیار، بصیر و آگاه ایران اسلامی با ورود خودجوش و انقلابی به میدان، بار دیگر دست برتر خود را نشان داده و ضدانقلاب داخلی و خارجی را تا مرز نابودی به عقب راندند و حماسه‌ای ماندگار خلق کردند.

دشمنِ زبون در هر دو عملیات نظامی و خیابانی شکست خورد و عنصر ولایت‌فقیه و رهبری را مهم‌ترین علت ناکامی خود دانست. از این رو تصمیم گرفت رأس قدرت را هدف قرار دهد تا شاید از این طریق، مقاومت نیروهای مسلح و ملت حزب‌الله را درهم بشکند و جبهه مقاومت را ساقط نماید.

از نظر آن‌ها، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای سد راهِ تمام نقشه‌های شوم جبهه استکبار بود؛ بنابراین در اسفندماه ۱۴۰۴، طی عملیاتی ناجوانمردانه، رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران را در دفتر کارش به شهادت رساندند و انتظار داشتند با عقب‌نشینی نیروهای مسلح و حضور معترضین در خیابان‌ها، نظام ایران ظرف یک هفته ساقط گردد.

برخلاف تصور جبهه استکبار، معجزه‌ای بی‌نظیر رخ داد. در این مرحله، قوای مسلح بدون فرماندهی کل و ملت ایران بدون رهبر، چنان تربیت‌شده و مقتدرانه در سنگر دفاع ایستادند که برای اولین بار هیمنه ابرقدرتی آمریکا در جهان برای همیشه فروپاشید.

نیروهای مسلح با گشودن آتش به سمت پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، نابود کردن بخش زیادی از توان دشمن و بستن تنگه هرمز، و ملتِ مبعوث‌شده با حضور در میدان بصیرت و خیابان مقاومت، هم دشمنان خارجی، از جمله شخصِ قاتل، ترامپ و نتانیاهو را وادار به پذیرش شکست نمودند و هم اپوزیسیون و منافقین داخلی را برای همیشه ناامید کردند.

سخن پایانی

دشمن هنوز در منطقه حضور دارد؛ هنوز دم از نابودی ایران و بازگشت به جنگ نظامی می‌زند و با تشدید تحریم‌ها و محاصره اقتصادی، به دنبال ایجاد آشوب در خیابان‌های ایران است. در چنین وضعیتی، آیا رها کردن خیابان‌ها، بدون تحقق شروط رهبر انقلاب در زمینه پایان جنگ، به معنای تسلیم در برابر دشمن نیست؟

البته یکی از ترفندهای شومِ فتنه‌گران، گره زدن مشکلات معیشتی به «حضور ملت در خیابان» است. ریشه‌‌ی مشکلات اقتصادی را باید در ۴۷ سال تحریم‌های ظالمانه و عملکرد ضعیف مسئولان اقتصادی در دولت‌های مختلف جست‌وجو کرد؛ نه در ایستادگی ملت.

اتفاقاً همین مردم مبعوث‌شده، که غالباً از طبقات متوسط و پایین هستند، از عملکرد تیم اقتصادی دولت راضی نیستند و خواهان مدیریت بهتر اوضاع هستند. وظیفه مسئولان است که با تکیه بر این پشتوانه مردمی و برنامه‌ریزی دقیق، به‌جای بیان صرفِ مشکلات، با مدیریت عملیِ تورم و بیکاری، گره از کار مردم بگشایند و به مطالبات آنان پاسخ دهند.

انتهای خبر/