به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ رسانه و فضای مجازی در دنیای امروز به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های شکل‌دهی به افکار عمومی، فرهنگ، هویت و امنیت روانی جوامع تبدیل شده‌اند؛ عرصه‌ای که در آن، روایت‌ها بیش از هر زمان دیگری در سرنوشت ملت‌ها اثرگذار هستند. از همین رو، بازخوانی دیدگاه‌ها و رهنمودهای راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره این حوزه، می‌تواند نقشه راهی روشن برای فعالان رسانه، مسئولان و کاربران فضای مجازی در مواجهه با چالش‌های پیش‌رو ترسیم کند.

در همین راستا، یادداشتی از مجتبی سالاری، فعال رسانه‌ای، با عنوان امتداد اندیشه؛ بازخوانی منویات رهبر شهید در حوزه رسانه و فضای مجازی را پیش روی مخاطبان قرار می‌دهیم؛ یادداشتی که با نگاهی تحلیلی، جایگاه فضای مجازی در اندیشه رهبر شهید و مسئولیت رسانه‌ها و کاربران در میدان جنگ روایت‌ها را مورد واکاوی قرار داده است.

بعضی صداها، پس از خاموش شدن، رساتر شنیده می‌شوند. نه به این دلیل که پیش‌تر چیزی برای گفتن نداشتند، بلکه به این دلیل که ما در هیاهوی روزمرگی، فرصت شنیدنشان را از دست داده بودیم. تاریخ، بارها این حقیقت را پیش روی ملت‌ها گذاشته است که ارزش برخی هشدارها، نه در لحظه بیان، بلکه سال‌ها بعد و در متن حوادث آشکار می‌شود؛ آن زمان که رخدادها، مهر تأییدی بر آینده‌نگری یک اندیشه می‌زنند.

شهادت رهبر عزیز نیز، فارغ از همه ابعاد سیاسی، اجتماعی و تاریخی آن، یک فرصت برای بازخوانی منظومه فکری ایشان پدید آورد. در روزهایی که آرشیو سخنرانی‌ها، پیام‌ها و دیدارهای ایشان بار دیگر مورد مراجعه قرار گرفت، بسیاری با این پرسش روبه‌رو شدند که آیا آنچه امروز با آن مواجه هستیم، پیش‌تر هشدار داده نشده بود؟

شاید پاسخ این پرسش، سرآغاز همین ستون باشد.

از امروز، در «صبح توس» و در بخش امتداد اندیشه قرار است هر هفته یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی را از منظر امروز بازخوانی کنیم؛ نه برای روایت گذشته، بلکه برای فهم آینده. هدف این ستون، تقدیس گذشته یا تکرار شعارها نیست؛ بلکه تلاشی است برای بررسی این پرسش که اگر آن رهنمودها جدی‌تر گرفته می‌شد، امروز در چه نقطه‌ای ایستاده بودیم.

اگر قرار باشد تنها یک موضوع را از میان ده‌ها دغدغه کسی که قائد امت بود انتخاب کنیم که سال‌ها پیش از فراگیر شدن بحران‌ها درباره آن هشدار داده شد، بی‌تردید «فضای مجازی» یکی از مهم‌ترین آنهاست.

فضای مجازی دیگر صرفاً مجموعه‌ای از شبکه‌های اجتماعی یا بستری برای ارتباطات روزمره نیست. این فضا امروز به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های اثرگذاری بر افکار عمومی، شکل‌دهی به فرهنگ، ایجاد امید یا ناامیدی و حتی تأمین یا تهدید امنیت روانی جامعه تبدیل شده است. از این رو، هر سخنی درباره فضای مجازی، در واقع سخنی درباره آینده یک ملت است. رهبر معظم انقلاب سال‌ها پیش، در زمانی که بسیاری هنوز این فضا را تنها یک ابزار می‌دانستند، نسبت به اهمیت، فرصت‌ها و تهدیدهای آن هشدار دادند و نقشه راهی را پیش روی مسئولان، رسانه‌ها و مردم قرار دادند؛ نقشه‌ای که مرور آن امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می‌رسد.

سال ۱۳۹۹، ایشان با صراحت فرمودند:

«مسئله‌ی مدیریّت فضای مجازی جزو مسائل مهمّ ما است که این مسئله، مسئله‌ی بلندمدّت هم نیست؛ مسئله‌ی کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت و جزو مسائل نزدیک ما است که باید [به آن توجّه بشود].»

این جمله، تنها یک توصیه مدیریتی نبود؛ توصیف واقعیتی بود که امروز همه آن را لمس می‌کنیم. در جهان امروز، مرزهای جغرافیایی دیگر تعیین‌کننده نیستند؛ آنچه افکار عمومی را شکل می‌دهد، روایت‌ها هستند. هر تلفن همراه، یک رسانه است و هر کاربر، می‌تواند در ساختن یا تخریب حقیقت سهم داشته باشد.

سال‌ها تصور می‌شد فضای مجازی تنها محلی برای سرگرمی یا ارتباطات شخصی است؛ اما امروز روشن شده است که اقتصاد، فرهنگ، امنیت، انتخابات، افکار عمومی و حتی امید و ناامیدی مردم نیز در همین میدان شکل می‌گیرد. کشوری که این میدان را رها کند، ناچار است روایت دیگران را درباره خود بپذیرد.

اما رهبر انقلاب تنها به بیان خطرها اکتفا نکردند؛ راه‌حل را نیز نشان دادند.

در دیدار با جوانان فرمودند: «شما جوان‌های عزیز از فضای مجازی استفاده کنید برای امیدآفرینی، توصیه‌ی به صبر، توصیه‌ی به حق، بصیرت‌آفرینی، توصیه‌ی به خسته نشدن، تنبلی نکردن، بیکاره نماندن.»

این نگاه، تفاوتی اساسی با نگاه صرفاً سلبی به فضای مجازی دارد. مسئله فقط مقابله با آسیب‌ها نیست؛ مسئله ساختن یک جریان مؤثر است. امیدآفرینی، یعنی روایت موفقیت‌ها در کنار بیان کاستی‌ها. بصیرت‌آفرینی، یعنی کمک به مخاطب برای تشخیص حقیقت از هیاهو. رسانه‌ای که تنها ناامیدی تولید کند، حتی اگر خبر درست منتشر کند، در نهایت به سرمایه اجتماعی آسیب می‌زند.

امروز دشمنان ملت‌ها بیش از آنکه برای تصرف سرزمین‌ها برنامه‌ریزی کنند، برای تصرف ذهن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. جنگ روایت‌ها، پیش از آنکه با گلوله آغاز شود، با یک تصویر، یک خبر ناقص، یک تیتر جهت‌دار یا هزاران بازنشر در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، سکوت نیز بی‌طرفی نیست؛ گاهی سکوت، میدان را به روایت نادرست واگذار می‌کند.

شاید به همین دلیل است که رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۰ فرمودند:

«امروز همه‌‌ی ما بایستی در میدان فضای مجازی حرکت بکنیم؛ هر کدام به نحوی و با سهمی که در این راه داریم.»

این «همه ما» نکته‌ای کلیدی است. مسئولیت فضای مجازی فقط بر دوش دولت‌ها، رسانه‌های رسمی یا خبرنگاران نیست. معلم، دانشجو، استاد، کارگر، طلبه، هنرمند، تولیدکننده محتوا و حتی کاربری که تنها چند دقیقه در روز در شبکه‌های اجتماعی حضور دارد، هر کدام سهمی در شکل دادن به افکار عمومی دارند.

فضای مجازی، میدان تماشاگر ندارد؛ یا روایت می‌سازی یا روایت دیگران تو را تعریف خواهد کرد.

و شاید رساترین تعبیر، همان جمله‌ای باشد که رهبر انقلاب درباره این میدان به کار بردند:

«می‌توانید در فضای مجازی به معنای واقعی کلمه جهاد کنید.»

جهاد در اینجا، الزاماً به معنای تولید انبوه محتوا نیست. گاهی جهاد، انتشار یک خبر صحیح پیش از شایعه است؛ گاهی پاسخ مستند به یک دروغ، گاهی جلوگیری از بازنشر یک خبر جعلی و گاهی روایت صادقانه یک واقعیت امیدبخش. جهاد رسانه‌ای، بیش از هر چیز به مسئولیت، اخلاق و آگاهی نیاز دارد.

امروز بیش از هر زمان دیگری باید از خود بپرسیم: ما در این میدان چه نقشی ایفا می‌کنیم؟ آیا تنها مصرف‌کننده محتوا هستیم یا در ساختن حقیقت نیز سهمی داریم؟ آیا پیش از بازنشر هر خبر، درباره صحت آن می‌اندیشیم؟ آیا سهمی در امیدآفرینی، بصیرت‌افزایی و تقویت سرمایه اجتماعی کشور داریم یا ناخواسته در زمین روایت‌های مخدوش بازی می‌کنیم؟

شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، به این حقیقت رسیده باشیم که بعضی سخنان را نباید تنها شنید؛ باید زندگی کرد. رهنمودهایی که سال‌ها از کنارشان عبور کردیم، امروز نه فقط مجموعه‌ای از جملات، بلکه نقشه راه عبور از بسیاری از چالش‌های کشورند. اگر قرار است آینده‌ای روشن‌تر بسازیم، باید از همین امروز، سهم خود را در این میدان بپذیریم؛ از خبرنگاری که قلم در دست دارد تا جوانی که تنها با فشردن دکمه «ارسال»، می‌تواند حقیقتی را منتشر یا شایعه‌ای را گسترش دهد.

این یادداشت، پایان یک بحث نیست؛ آغاز یک مسیر است. مسیری برای بازخوانی سخنانی که شاید بارها شنیده‌ایم، اما هنوز فرصت عمل به بسیاری از آن‌ها را پیدا نکرده‌ایم.

انتهای خبر/