به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ حجت الاسلام حسن رجبی در گفتگو با خبرنگار ما اظهار کرد: روزهای سختی بود، روزهایی که آسمان وطن شاهد حملاتی بود که هدفش فقط تخریب ساختمان‌ها نبود، بلکه می‌خواستند اراده ما را بشکنند و امیدمان را بگیرند. در آن روزهای تلخ، فقدان بزرگی را تحمل کردیم و داغ شهید بزرگوارمان را بر دل داریم، اما در عین حال شاهد اتفاقی بودیم که دنیا را متعجب کرد.


وحدت بی‌سابقه مردم، از هر قوم و مذهب، در برابر دشمنی که گمان می‌کرد ما را تکه‌تکه دیده است. حالا که خیلی از بطن ماجرا دور نشدیم، لازم است به عقب برگردیم و ببینیم واقعاً چه اتفاقی افتاد؟ چرا نقشه‌های دشمن شکست خورد و ما از این بحران چه درس‌هایی گرفتیم؟


خیلی‌ها می‌پرسند که اصلاً چه اتفاقی افتاد که دشمن با آن همه ادعا نتوانست هدفش را پیش ببرد و مجبور شد عقب‌نشینی کند؟ چرا وقتی آن‌ها فکر می‌کردند ما از هم پاشیده‌ایم، ما متحدتر از همیشه شدیم؟ در این باره در کنار رئیس سازمان تبلیغات اسلامی صالح‌آباد به گفتگو پرداختیم تا این روزهای حماسی را مرور کنیم.



صبح توس: چرا آمریکا و اسرائیل بعد از این همه مدت زمانی که گذشت از ادامه حمله منصرف نشدند و چه چیزی آن‌ها را غافلگیر کرد؟



 رجبی: آنچه دشمن را غافلگیر کرد، شکست فرضیه فروپاشی بود. آن‌ها تصور می‌کردند با یک ضربه نظامی و هدف قرار دادن نمادهای قدرت، می‌توانند اراده سیاسی و اجتماعی ایران را در هم بشکنند. اما غافلگیر شدند در برابر سه عامل که اول، پاسخ سریع و متقابل که نشان داد بازدارندگی ما حتی در سخت‌ترین شرایط فعال است. دوم، پایداری ساختاری یعنی نهادهای حکومتی و نظامی به‌سرعت جایگزین شدند و هیچ خلأ قدرتی ایجاد نشد.
و سوم اتحاد بی‌سابقه مردمی. دشمن متوجه شد که به جای یک جامعه تکه‌تکه شده، با ملتی مواجه است که در لحظه بحران، تمام اختلافات را کنار گذاشته و حول محور رهبری جمع شده است. این بصیرت جمعی بود که هزینه ادامه جنگ را برای آن‌ها غیرقابل تحمل می‌کند.



صبح توس:وحدت شیعه و سنی در این مدت جنگ چطور معادلۀ قومی و مذهبی دشمن را به هم ریخت؟


 رجبی: استراتژی دیرینه دشمن بومی‌سازی درگیری‌ها و استفاده از گسست‌های مذهبی و قومی برای ایجاد شورش‌های داخلی است. اما در این مدت، ما شاهد یک پادزهر استراتژیک بودیم. وقتی دیدند که در قلب مساجد و نمازخانه‌ها، شیعه و سنی شانه به شانه هم برای دفاع از وطن و مقدسات می‌جنگند، تمام نقشه‌های تفرقه‌افکنی آن‌ها نقش بر آب شد. این وحدت ثابت کرد که معادلات مذهبی در برابر تهدیدات خارجی، جای خود را به هویت ایرانی-اسلامی می‌دهد. در واقع، دشمن می‌خواست ما را به جنگ داخلی بکشاند، اما ما با نمایش وحدت، آن‌ها را به جنگ با یک توده یکپارچه کشاندیم که هرگونه نفوذی را دفع می‌کرد.



صبح توس:حضور مردمی از شب اول تا آخرین شب در خیابان‌ها، چه نقشی در شکست دشمن داشت؟


 رجبی: حضور مردم در خیابان‌ها، صرفاً یک واکنش احساسی نیست، بلکه یک بیانیه سیاسی و نظامی می‌باشد. در جنگ‌های مدرن، جنگ روانی نیمی از مسیر است. حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها به دشمن این پیام را می‌دهد که شما با دولتی نمی‌جنگید که از مردم جدا باشد، بلکه با ملتی می‌جنگید که قلباً پشت این مدیریت است.
این حضور از یک سو روحیه نیروهای مدافع را به شدت تقویت کرد و از سوی دیگر، اعصاب فرماندهان دشمن را تخریب کرد. زیرا آن‌ها دریافتند که هر ضربه‌ای که می‌زنند، نه تنها باعث ترس مردم نمی‌شود، بلکه باعث افزایش حجم حضور و خشم مقدس مردم می‌گردد. این پشتوانه مردمی، بزرگ‌ترین سدی در برابر توهمات پیروزی دشمن بود.



صبح توس:اگر دشمن تصور بکند جامعه ایرانی از هم پاشیده، چه واقعیتی در این مدت نقشۀ او را نقش بر آب کرد؟


 رجبی: واقعیتی که دشمن را به اشتباه انداخت، نادیده گرفتن سرمایه معنوی و اعتقادی مردم ایران بود. آن‌ها جامعه ما را با معیارهای مادی و غربی تحلیل می‌کردند و گمان می‌کردند فشارها و تحریم‌ها منجر به گسست اجتماعی شده است. اما آنچه در این ۱۲ روز آشکار شد، پیوند عمیق مردم با مفاهیمی چون شهادت، ایثار و ولایت بود.
واقعیت این بود که جامعه ایرانی در بحرانی‌ترین لحظات نه تنها از هم نپاشید، بلکه دچار همگرایی شد. دشمن متوجه شد که ما دارای یک شبکه اجتماعی هستیم که ریشه در دین و ایمان دارد و این شبکه در برابر هرگونه تکان شدید، جامعه را منسجم‌تر می‌کند، نه متلاطم‌تر.



صبح توس:بزرگ‌ترین درسی که مردم عادی و مسئولین باید ازاین ایام جنگ گرفته باشند چیست؟


 رجبی: بزرگ‌ترین درس این است که وحدت، یک انتخاب نیست بلکه یک ضرورت حیاتی است. برای مردم عادی درس این است که هوشیاری و بصیرت را هرگز رها نکنند و بدانند که دشمن در هر لحظه منتظر یک شکاف کوچک است تا وارد شود. برای مسئولین، درس این است که مدیریت با تکیه بر مردم تنها راه نجات است. هر چقدر مسئولین بیشتر به مردم تکیه کنند و شفافیت را افزایش دهند، نفوذ دشمن کمتر می‌شود. در نهایت درس کلانی که گرفتیم این است که قدرت واقعی در گرو توکل به خدا و اعتماد به مدیریت الهی است.این ایام به ما آموخت که وقتی خدا بخواهد و ملت متحد باشند هیچ قدرت نظامی در جهان نمی‌تواند اراده یک ملت را در هم بشکند.


انتهای خبر   /