به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ خانواده شهید محمد جواد انصاف به مناسبت روز خبرنگار میهمان دفتر صبح توس شدند و فضای پایگاه خبری را با عطر حضور خود متبرک کردند. 

پدر شهید محمد جواد انصاف با بیان اینکه او خود داوطلبانه به مرز رفت بیان کرد: او در سراوان سرباز بود و بعد از خدمت سربازی جذب نیروی انتظامی شد و به مدت ۵ سال داوطلبانه در مرز خدمت کرد. 

پدر شهید در روایت خاطراتی از فرزندش، از روحیه ایثار، مردم‌داری و آرزوی همیشگی او برای شهادت گفت.

وی اظهار کرد: محمدجواد از همان ابتدا داوطلبانه برای خدمت در مناطق مرزی اقدام کرد. او و دوستانش حتی کارهای انتقال خود را نیز شخصاً پیگیری کردند تا بتوانند به منطقه مورد نظرشان بروند.

وی همچنین با اشاره به آخرین مرخصی فرزندش افزود: در آخرین مرخصی که به خانه آمده بود، خبر شهادت رهبر را شنید. همان روز به ما گفت: خوش به حال آقا که به آرزویش رسید؛ دعا کنید خدا شهادت را نصیب ما هم بکند.

وی ادامه داد: حدود ۱۰ روز پس از شهادت رهبری، محمدجواد نیز به شهادت رسید. او آخرین مرخصی خود را نیامد و سرانجام در روز بیست‌وپنجم اسفند به شهادت رسید.

مادر شهید محمد جواد انصاف در ادامه به بیان خاطره‌ای از فرزندش در آخرین روزهای حضور در خانه پرداخت و گفت: محمد جواد همواره می‌گفت مامان من از مرگ همراه با رنج و بیماری بدم می‌آید. من دوست ندارم آدم سال‌ها روی بستر بیماری درد بکشد و در انتظار مرگ بماند؛ فقط دعا کن خدا لیاقت شهادت را به من بدهد.

وی خاطرنشان کرد: محمدجواد باور داشت کسی که می‌خواهد به سوی خدا برود، باید از جان خود بگذرد. من به‌خوبی می‌دانستم که در این دنیا هیچ آرزویی غیر از شهادت ندارد؛ نه به مال و خانه و ماشین دل‌بسته بود و نه چیزی از دنیا می‌خواست. تنها خواسته‌اش این بود که خداوند لیاقت شهادت را نصیبش کند و خدا نیز همان چیزی را که می‌خواست به او عطا کرد.

مادر شهید محمدجواد انصاف با اشاره به اخلاق و منش فرزندش گفت: او تک‌پسر خانواده و مجرد بود، اما همواره به احساسات دیگران توجه ویژه داشت. زمانی که برای انجام امور نظامی همراه یکی از دوستانش اقدام کرده بود، دوستش به دلیل بیماری در مراحل پزشکی پذیرفته نشد؛ محمدجواد بعد از آن، هنگام آمدن به روستا لباس نظامی نمی‌پوشید.

وی افزود: پسرم می‌گفت شاید دوستم لباس مرا ببیند و دلش بشکند که چرا خودش نتوانسته این لباس را بر تن کند. او حاضر نبود حتی ناخواسته دل کسی را برنجاند.

مادر شهید انصاف خاطرنشان کرد: محمدجواد از غیبت کردن نیز به‌شدت ناراحت می‌شد و همیشه می‌گفت در خانه از کسی حرف نزنید؛ زندگی دیگران به خودشان مربوط است و ما نباید درباره کسی سخن بگوییم. او ویژگی‌های اخلاقی فراوانی داشت و من و پدرش هیچ‌گاه صدای بلند او را نشنیدیم.

وی بیان کرد: محمدجواد با وجود نیاز مجموعه محل خودمان به حضورش، برای انتقالی اقدام کرد و به سیستان رفت. او در سال‌های پایانی خدمت خود در منطقه سراوان حضور داشت و حدود یک سال و نیم نیز در مرز سراوان خدمت کرد؛ خدمتی که سرانجام با شهادت او پایان یافت.

انتهای خبر/