غلامرضا بنیاسدی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»، با اشاره به اتفاقات اخیر در اصفهان و ارجاع آن به واقعه طبس، اظهار کرد: آنچه در اصفهان اتفاق افتاد و ارجاع آن به واقعه طبس را باید در فرایندی دانست که ضمیرها را به اول انقلاب و دهه شصت ارجاع میدهد.
\r\nوی افزود: این سالها در حافظه جمعی ایرانیان، فقط یک دوره جنگی نیست؛ یک «روایت بنیانگذار» است. روایتی که در آن، امر سیاسی و امر قدسی در هم تنیده شد و نوعی از کنشگری شکل گرفت که میتوان آن را «سیاستِ ایمانی» نامید.
\r\nبنیاسدی ادامه داد: در ادبیات علوم ارتباطات، این دوره را میتوان بهمثابه لحظهای دانست که «گفتمان مسلط» توانست خود را نه فقط از طریق رسانه، بلکه از طریق تجربه زیسته مردم تثبیت کند. اینجاست که جمله طلایی رهبر شهید انقلاب که فرمود خدای دهه شصت خدای الان هم هست معنایی فراگیر پیدا میکند. به تعبیر دیگر، پیام و میدان، یکی شدند.
\r\nوی با بیان اینکه «امروز اما در شرایطی کاملاً متفاوت ایستادهایم»، تصریح کرد: نبرد، دیگر فقط در جغرافیا رخ نمیدهد؛ در شبکهها، در روایتها، در ادراکها و در «افکار عمومی جهانی» جریان دارد.
\r\nکارشناس علوم سیاسی بیان کرد: این همان چیزی است که نظریهپردازان ارتباطات از آن بهعنوان «جنگ روایتها» یا «نبرد بر سر معنا» یاد میکنند.
\r\nبنیاسدی در تشریح این وضعیت گفت: در چنین میدانی، هر کنش میدانی بلافاصله به یک متن رسانهای تبدیل میشود و هر واقعیت، در معرض بازتعریف قرار میگیرد.
\r\nوی ارجاع به «خدای دهه شصت» را تلاشی برای تثبیت یک پیوستار معنایی دانست و بیان کرد: این گزاره، در واقع یک «استراتژی ارتباطی» است؛ بازخوانی گذشته برای تقویت انسجام درونی و افزایش تابآوری در برابر فشارهای بیرونی. به بیان روشنتر، این جمله میخواهد یک پیام ساده، اما مؤثر را منتقل کند: همان منبع قدرتی که آن روز معادلات را برهم زد، امروز هم در دسترس است.
\r\nوی با اشاره به نحوه روایتپردازی از وقایع، بیان کرد: وقتی به آنچه در اصفهان رخ داد نگاه میکنیم، مسئله فقط یک رویداد امنیتی یا نظامی نیست؛ مسئله، نحوه «روایتپردازی» از آن است.
\r\nاین کارشناس سیاسی گفت: در یک سوی ماجرا، قرائتی شکل میگیرد که آن را امتداد سنت الهی و تکرار الگوی طبس میداند؛ نوعی بازگشت اعجاز در قالبی نو. در سوی دیگر، بیتردید دستگاه رسانهای غرب-از اتاقهای فکر تا کارخانههای تصویرسازی-روایتی متفاوت خواهد ساخت؛ روایتی که در آن، شکستها بازتعریف میشوند و پیروزیها جابهجا.
\r\nبنیاسدی در ادامه به نقش سیاست در مدیریت ادراک اشاره کرد و گفت: اینجاست که پای سیاست به معنای دقیق کلمه به میان میآید؛ سیاست بهمثابه مدیریت ادراک. در جهانی که «واقعیت» بدون «روایت» عملاً وجود خارجی ندارد، آنکه بتواند روایت مسلط را بسازد، دست بالا را خواهد داشت.
\r\nوی افزود: طبیعی است که چهرههایی، چون ترامپ و ماشین رسانهای همراهش، تلاش کنند از هر واقعهای یک سناریوی هالیوودی بسازند؛ سناریویی که در آن، قهرمان و ضدقهرمان از پیش تعیین شدهاند.
\r\nاین کارشناس مسائل سیاسی در پاسخ به این پرسش که «در این میدان پیچیده، چه چیزی میتواند روایت داخلی را تثبیت کند؟»، بیان کرد: پاسخ، شاید در همان جمله آغازین نهفته باشد. «خدای دهه شصت، خدای الان است» اگر از سطح شعار عبور کند و به یک «باور اجتماعی» تبدیل شود، میتواند همان کارکردی را ایفا کند که در دهه شصت داشت، ایجاد همبستگی، کاهش تردید و تقویت اراده جمعی.
\r\nبنیاسدی با تأکید بر تفاوتهای جامعه امروز با دهه شصت، خاطرنشان کرد: جامعه امروز، جامعهای شبکهای است؛ چندصدایی، پرسشگر و در معرض بمباران دائمی اطلاعات در چنین جامعهای، بازتولید یک گفتمان، صرفاً با تکرار ممکن نیست؛ نیازمند «اقناع» است، نیازمند ترجمه آن معنا به زبان امروز.
\r\nوی هشدار داد: اگر این ترجمه بهدرستی انجام نشود، حتی قویترین گزارهها هم ممکن است در هیاهوی رسانهای گم شوند.
\r\nدر پایان، غلامرضا بنیاسدی ابراز امیدواری کرد و گفت: اما این گزاره راهگشا را، چون رسم الخط باید به رفتار درآوریم ما با خدای طبس در اصفهان اعجاز کردیم. اعجاز تام را در شکست هژمون استکبار، چون تجربهای زیبا خواهیم زیست.
\r\nانتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!