مولانا عبدالحکیم عثمانی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ بمناسبت مراسم عمامه‌گذاری و ختم صحیح بخاری طلاب اهل سنت حوزۀ علمیۀ امام محمد غزالی صالح‌آباد به تحلیل سه مقطع حساس تاریخ اسلام پرداخت و با اشاره به اهمیت سلسلۀ سند حدیثی صحیح بخاری طلاب تصریح کرد: اگر بخواهم تاریخ دیوبند را در چند دقیقه بیان کنم مشکل است. از کدام‌یک بگویم؟ از شیخ‌الهند بگویم که با استعمار پیر انگلیس مبارزه نمود و در جزیره‌ای دوردست اسیر بود؟ همان روز هم انسان‌هایی بودند که حق‌طلبان را دست‌بسته به دشمن تحویل می‌دادند. شیخ‌الهند را از حجاز ربودند و به انگلیسی‌ها تحویل دادند و تبعید شد. از محمد قاسم نانوتوی بگویم، بنیانگذار دارالعلوم دیوبند؟


استاد حدیث دارالعلوم زاهدان در ادامه، ورود به این سلسله را بار سنگینی بر دوش طلاب دانست و گفت: ساده نیست که بخاری را ختم کرده‌اند، فارغ‌التحصیلان مسئولیت دارند، وظیفه دارند، رسالت دارند. تمام علما و همۀ ما که در این جمع درآمده‌ایم، مسئولیت سنگینی متوجهمان است. علما روشنگران مسیر هستند و راه را نشان می‌دهند.


عثمانی سپس با طرح این پرسش که ما امروز کجای تاریخ ایستاده‌ایم، ابراز کرد: ما در یک پیچ تاریخی حساس و دقیق قرار داریم. منظور از «ما»، جامعۀ اسلامی و امت اسلامی در سطح جهان است. این تاریخ حساسی است و اولین بار هم نیست که تکرار می‌شود. از زندگی مکی و مدنی رسول خدا(ص) شروع کنیم تا عهد خلفای راشدین و دوره‌های بعد.


وی افزود: مسلمانان بارها در گردنه‌های سخت تاریخ قرار گرفتند، ولی هیچ‌گاه نابود نشدند و از بین نرفتند. دچار ضعف و سستی شدند، سرزمین‌هایشان را از دست دادند، تاریخش هم مشخص است؛ هم استعمار قدیم و هم جدید. اما نکتۀ اصلی این است که ما هیچ‌وقت نباید ناامید باشیم.



استاد حدیث دارالعلوم زاهدان با استناد به آثار اندیشمندان اسلامی تصریح کرد: تحلیلگران و دعوتگران اسلامی بر این نکته تأکید کرده‌اند، علامه قرضاوی کتابی دارد تحت عنوان «المبشرات بانتصار الاسلام»؛ بشارت‌هایی که برای پیروزی اسلام در کتاب و سنت بیان شده است. حسن‌البنا شهید می‌فرمود حقایق امروز آرمان‌های دیروز است و آرمان‌های امروز واقعیت‌های آینده. جالب اینجاست که همیشه بشارت‌ها در شرایط سخت داده می‌شود. بعضی عادت دارند در کتاب‌های ملاحم و فتن، روایت‌های ضعیفی را که از یأس سخن می‌گوید برجسته کنند، اما اینها در مقایسه با بشارت‌های قرآن و سنت بسیار ناچیز است. قرضاوی می‌گوید: هر دعوتگر باید به وعده‌های خداوند یقین داشته باشد.


عبدالحکیم عثمانی برای اثبات این مدعا، نمونۀ عینی از سیرۀ نبوی را شاهد آورد و گفت: در ماجرای حفر خندق، شرایط را ببینیم، محاصرۀ کامل، دوازده هزار جنگجو، «وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا». چشم‌ها از حدقه درآمده بود و گمان‌های بد همه را فرا گرفته بود. در همین شرایط، پیامبر(ص) کلنگ بر سنگ زد و فرمود: «الله اکبر، انی لاری قصور الشام»؛ و بشارت داد که گنجینه‌های کسری و قیصر در اختیار شما قرار خواهد گرفت. در اوج سختی، پیامبر انرژی می‌داد و امت را به آینده امیدوار می‌کرد.


وی در بخش تحلیلی سخنان خود، دلیل این امیدواری را جاودانگی رسالت اسلام دانست و تصریح کرد: ما صاحب رسالتی ماندگار و دینی جاویدان هستیم. دینی که با فطرت انسان‌ها سروکار دارد و هیچ‌وقت قدیمی نمی‌شود. قدیم و جدید مال تمدن‌ها و فرهنگ‌هاست اما اسلام آسمانی، همان که در مکه و مدینه و زندگی خلفای راشدین بود، ماندگار است. به شرطی که ما به آن اضافه یا از آن کم نکنیم. بشریت به این اسلام نیاز دارد چون فطرت انسان‌ها بر پذیرش آن سرشته شده است.


استاد حدیث دارالعلوم زاهدان سپس به تحلیل سه مقطع تاریخی پرداخت و خاطرنشان کرد: در قرن اول و دوم مسلمانان بخش اعظمی از دنیا را فتح کردند. در برابر چه قدرتی؟ امپراتوری عظیم ایران و روم. تحلیلگران علت پیروزی را در این جملات خلاصه کرده‌اند که معرکۀ ایمان و کفر، باور و یقین با شک و تردید، عدالت با ظلم و تبعیض، و اخلاق با بداخلاقی بود. نمایندۀ مسلمانان در برابر خسرو پرویز گفت ما شما را از بندگی بندگان به بندگی خدا، از تنگنای دنیا به وسعت دنیا و آخرت، و از جور ادیان ساختگی به عدالت اسلام دعوت می‌کنیم. مردم از این پیام استقبال کردند.


وی به نمونۀ دوم اشاره کرد و افزود: در قرن هفتم مغول‌ها با خشونت حمله کردند اما پیروزیشان دوام نیافت. در عرض پنج دهه، خودشان شکار اخلاق و عدالت اسلامی شدند و مسلمان شدند. آنجا هم ایمان و اخلاق پیروز شد.


این استاد حوزه در جمع‌بندی نهایی خود با مقایسۀ امروز با آن دو مقطع هشدار داد و گفت: اما از قرن نوزدهم تا امروز، جبهۀ اسلامی نه آن ایمان را دارد و نه امکانات را و جبهۀ مقابل، هم امکانات و تجهیزات در اختیار دارد و هم از فرهنگ و تمدن فریبنده بهره می‌برد. دشمنِ امروز از آزادی و عدالت هم دم می‌زند. الجزایری‌ها یک میلیون شهید دادند تا استعمار را بیرون کردند، اما امروز می‌گویند استعمار را از سرزمینمان راندیم، ولی حالا در اتاق خواب‌هایمان حضور دارد.


عبدالحکیم عثمانی در پایان  بیان کرد: ما باید در دو بخش توجه داشته باشیم هم در بخش فرهنگی، اخلاق و معنویت، و هم در بخش ایمان. این جلسات و این حوزه‌ها برای همین منظور است، برای خدمت به اسلام و رساندن این رسالت به تمام انسان‌ها.

انتهای خبر   /