رسول اکرم (ص‌): حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نهراس.
یادداشت؛

تاریخ عبرت است

تاریخ معاصر ایران در خلال چند دهه اخیر، به‌ویژه در قرن بیستم و بیست‌و‌یکم، مملوء از تحولات شگرف و پیچیده‌ای بوده که هر یک، تأثیرات عمیقی بر سرنوشت کشور و ملت ما گذاشته‌ است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «صبح‌ توس»، یکی از تحولات اخیر که در کانون توجه قرار دارد، جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن بر رژیم پهلوی و به‌ویژه رضاشاه بوده است.

 

حجت‌الاسلام محمدعلی لیالی، جریان‌شناس سیاسی و عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی در این یادداشت به بررسی علل و عواملی که منجر به برکناری رضاشاه و تحولات ناشی از آن گردیده، می‌پرداخته و همچنین شباهت‌های آن با جریانات و حوادث امروز را رصد کرده است.

 

با شروع جنگ جهانی دوم، ضرورت‌های استراتژیک بسیاری به‌وجود آمدند که استفاده از ایران به‌عنوان مسیر تدارکاتی برای متفقین را ضروری ساخت. همچنین موقعیت جغرافیایی ایران به‌عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب، آن‌را در کانون توجه قدرت‌های جهانی قرار داد. رضاشاه که در آن زمان به آلمان‌ها نزدیک شده بود با محاسبات نادرست خود در مورد پیروزی احتمالی آلمان‌ها، در این شرایط در موقعیت حساسی قرار داشت و از طرفی هم انگلیس و شوروی به.وضوح، در انتظار فرصتی برای برکناری او بودند.

 

چرچیل، نخست‌وزیر بریتانیا، در اسناد تاریخی خود از اقدامات لازم برای برکناری رضاشاه سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که این امر، برنامه‌ریزی شده بود. این تصمیم به‌دلیل نگرانی از نفوذ آلمان در ایران و تهدیدی که برای منافع متفقین به شمار می‌رفت، صورت گرفته بود.

 

ضعف حاکمیتی و استبداد رژیم رضاشاه، همچنین زمینه‌ساز نارضایتی عمومی نیز بود. سرکوبگران و محدودیت‌های سیاسی باعث شدند که مردم به شدت از رضاشاه ناراضی شوند. رژیمی که به‌شدت به سرکوب معترضان و مخالفان می‌پرداخت در نهایت نتوانست حمایت مردمی لازم را کسب کند؛ گزارش‌ها نشان می‌دهد که مردم حتی به وقوع یک انقلاب برای برکناری او تمایل داشتند. این تمایل به تغییر و دگرگونی در حاکمیت از سوی اقشار مختلف جامعه احساس می‌شد و تحولی عظیم در پی داشت.

 

این موضوع بسیار قابل تأمل هست که چگونه ایران و پادشاه ایران در آن زمان در کمتر از ۲۴ ساعت و بدون مقاومت، تسلیم شده و کشور را تقدیم قوای متفقین کردند؛ این تسلیم سبب شد که ایران مورد اشغال قوای متفق قرار گیرد، مردم گرفتار اشغالگران شوند، فقر و تنگدستی و ناامنی‌ها همه‌گیر شود، کشور گرفتار آشوب، قحطی و گرسنگی شود، رضاخان از کشور اخراج و فراری شود که چیزی جز بی‌تدبیری حکام وقت یعنی پهلوی و رضاخان نبود.

 

حال به‌طور قطع باید گفت که بی‌غیرتی رضاخان در این بود که او و ارتش او مقاومت نکردند و بلکه با قوای متفقین همکاری کرده و سبب پیروزی متفقین شدند در حالی که ملت را گرفتار خواری و ذلت کردند.

 

اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم، که ناشی از ضعف‌ها و خیانت‌های رژیم پهلوی بود، پیامدهای سنگینی را برای کشور ایجاد کرد. این رخداد منجر به از دست‌رفتن استقلال و اراده ملی شد و هزاران زندگی را تحت تأثیر قرار داد. تجربه این رخداد تاریخی به ما می‌آموزد که دربرابر هرگونه تهدیدی باید هوشیار باشیم و برای دفاع از منافع ملی، شبانه‌روز تلاش کنیم. ما باید بدانیم که تاریخ، ابزاری برای یادگیری و پیشگیری از تکرار اشتباهات گذشته است.

 

امروزه جریانی که ادعای سلطنت‌طلبی، بازگشت سلطنت و بازگشت فرد بدنامی به نام رضا پهلوی دوم را دارد، امروز هم می‌خواهد همان نقش شهریور ۱۳۲۰ را برای قوای متفقین و قدرت‌های برتر بازی کند؛ جریان سلطنت‌طلب به‌دنبال تزریق ناامیدی، گرایش به غرب و غرب‌زدگی و تسلیم و تجویز تسلیم کشور است.

 

پیامدهای ادعاهای جریان سلطنت‌طلب که بعضاً به‌دنبال همکاری با غرب و تسلیم بی قید و شرط به آمریکا هستند، همان پدیده اشغالی ایران، فروپاشی نظام سیاسی، ساختار سیاسی و به تبع، ناامنی و آشوب است.

 

از این رو می‌توان گفت که در دوران کنونی، رفتار برخی جریانات سلطنت‌طلب به‌وضوح یادآور رفتارهای رژیم پهلوی در مقاطع حساس ملی است. این گروه‌ها در بزنگاه‌هایی مانند جنگ ۱۲روزه میان ایران و اسرائیل، به‌جای حمایت از منافع کشور از دشمنان حمایت کردند و مانع از تقویت وحدت ملی شدند. این نشان می‌دهد که همچنان گروه‌هایی هستند که بدون توجه به منافع ملی، تنها در پی منافع خود هستند و تلاش دارند تا با طرح مسائل غیرواقعی و احساسات، کشور را به سمت تنش‌های بیشتری سوق دهند.

 

جریان‌های شبه روشنفکری نیز به نوعی به ادامه خواسته‌های خیانت‌آمیز رژیم گذشته پرداخته و در تزریق ناامیدی و ایجاد بن‌بست در جامعه مؤثر بوده‌اند. این گروه‌ها با رفتارهای نامناسب خود، به گسترش و تعمیق بحران‌ها دامن زده و موجب ناتوانی و بی‌اعتمادی در مردم می‌شوند. این مسائل به کمک رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به سرعت منتشر می‌شود و جایگاه ویژه‌ای در ذهنیت عمومی پیدا می‌کند.

 

خاطرات تاریخی به ما نشان می‌دهد که این رویکردها به تضعیف روزافزون استقلال و امنیت ملی کمک می‌کند. مردم ایران باید با هوشیاری و بینش درست و با سپردن دل و گوش به فرمایشات مقام معظم رهبری از تکرار چنین اشتباهاتی جلوگیری کنند.

 

یعنی مردم ایران، احزاب، گروه‌ها، جریان‌ها، عالمان و اندیشمندان و نخبگان، طلاب، دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها، همه و همه باید هوشیار باشند. ما امروزه در مقطعی بسیار حساس هستیم باید بدانیم که راه ما، راه ایستادگی‌ و مقاومت است. ملتی که مقاومت کند و بجنگد، آن ملت پیروز است.

 

همچنین می‌توان تأکید کرد که تاریخ درحال تکرار است؛ تاریخ می‌گوید اگر ملتی مقاومت کرد آن ملت پیروز است و اگر تسلیم دشمن شد، آن ملت شکست خواهد خورد.

 

آنچه که مهم است، مردم باید به همبستگی خود توجه کنند و با کنار گذاشتن اختلافات جزئی، به فکر آینده‌ای بهتر باشند. فقط با همدلی و اتحاد می‌توان از تهدیدات داخلی و خارجی امروزه عبور کرده و به‌مانند ایران همیشه پیروز، بر مشکلات فائق آمد.

 

در نهایت، هوشیاری، اتحاد و حافظت از منافع ملی و استقلال کشور، نیاز مبرمی است که باید در اولویت قرار گیرد. تاریخ، درسی آموزنده برای آینده است و ما باید از آن درس بگیریم. باید همگی تلاش کنیم تا با اتحاد، همبستگی و ایستادگی در برابر تهدیدات، به‌سمت آینده‌ای روشن و قوی‌تر حرکت کنیم. اگر ملت ایران در کنار یکدیگر بایستند و از منافع ملی دفاع کنند، می‌توانند به قله‌های پیشرفت و شکوفایی دست یابند و نام خود را به‌عنوان قهرمانان تاریخ ثبت کنند.

1404-06-06 23:06 شماره خبر : 12640

درباره نویسنده

اخبار مرتبط:
نظرات:
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!