به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ غلامرضا خواجی، عضو هیات علمی گروه حقوق بین الملل دانشگاه فردوسی مشهد در یادداشتی نوشت: این روزها جریانی که هرگاه در برابر نقدهای دلسوزانه و انقلابی کم می‌آورد و پاسخی برای انتقادات نسبت به توافقِ غیرقابل اعتماد با آمریکا ندارد، تلاش می‌کند با برچسب‌زنی و فضاسازی رسانه‌ای، صدای مطالبه‌گران و نیروهای انقلابی را خاموش کند.

همان جریانی که سال گذشته، هشدارهای دلسوزان درباره طراحی‌های دشمن صهیونیستی و آمریکا علیه کشور را «نگران کردن مردم» می‌خواند، امروز پس از مشاهده تحقق بخشی از همان تهدیدها، همچنان به جای پاسخگویی، مسیر تخریب منتقدان انقلابی به توافق مبهم را در پیش گرفته است.

رسانه‌های همسو و برخی تریبون‌های رسمی، در ظاهر از حمایت و تبعیت از امام خامنه‌ای سخن می‌گویند، اما در عمل به تخریب جریان‌های انقلابی، نیروهای آگاه و تحلیلگران متعهد می‌پردازند و با طرح دوگانه‌های کاذب «چپ» و «راست»، تلاش می‌کنند روحیه انقلابی و گفتمان مقاومت را به حاشیه برانند.

واقعیت آن است که تفاوت این جریان با جریان‌های آشکارا غرب‌گرا، بیش از آنکه ماهوی باشد، در شیوه بیان و تاکتیک‌هاست. اگر برخی چهره‌ها به‌صراحت از هر نوع توافق با آمریکا استقبال می‌کردند، این جریان نیز با ادبیاتی متفاوت اما با همان نتیجه، در پی تضعیف صدای نیروهای انقلابی و کم‌رنگ کردن نقش عناصر قدرت ملی است.

حمله به رسانه‌های انقلابی، برنامه انقلابی به وقت ایران شبکه خبر، تضعیف جریان‌های مردمی و نادیده گرفتن دغدغه‌های نیروهای وفادار به انقلاب، نمی‌تواند واقعیت‌های میدانی کشور را تغییر دهد. ملت ایران بارها نشان داده است که در بزنگاه‌های تاریخی، با تکیه بر آرمان‌های انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، راه درست را تشخیص می‌دهد.

جریان اصیل انقلابی، جریانی است که در میدان حضور دارد؛ جریانی که با مردم زندگی می‌کند، دغدغه امنیت و اقتدار کشور را دارد و روحیه مقاومت و ایستادگی را زنده نگه می‌دارد. این روحیه، سرمایه‌ای بزرگ برای آینده ایران اسلامی است و اتهام چپ روی به آنان، گناه نابخشودنی است.

امروز جمهوری اسلامی ایران در سه عرصه مهم؛ میدان مردمی، میدان نظامی و میدان دیپلماسی، در حال دفاع از منافع ملی و آرمان‌های خود است. موفقیت در هر یک از این عرصه‌ها زمانی معنا پیدا می‌کند که بر پایه اقتدار ملی، توان بازدارندگی و پشتوانه مردمی استوار باشد. دیپلماسی زمانی مؤثر است که از عناصر قدرت ملی تغذیه کند، نه آنکه خود را جایگزین آن‌ها بداند.

تجربه‌های تاریخی نیز نشان داده است که قدرت‌های سلطه‌گر، از جمله آمریکا، همواره منافع خود را بر هر تعهد و توافقی مقدم دانسته‌اند. از ویتنام تا منطقه غرب آسیا، شواهد فراوانی وجود دارد که ضرورت هوشیاری، مقاومت و حفظ اقتدار ملی را یادآور می‌شود.

رژیم اسرائیل و حامیان آن، همچنان در پی تحقق اهداف توسعه‌طلبانه و تضعیف کشورهای مستقل منطقه هستند. در چنین شرایطی، حفظ روحیه انقلابی، تقویت وحدت ملی و افزایش آمادگی در همه عرصه‌ها، ضرورتی انکارناپذیر است.

ملت ایران به خوبی می‌داند که اقتدار، امنیت و پیشرفت کشور در سایه مقاومت، انسجام ملی، پشتوانه مردمی و حرکت در مسیر رهنمودهای امام خامنه‌ای حاصل می‌شود. هرگونه دستاورد سیاسی و دیپلماتیک نیز زمانی ارزشمند و ماندگار خواهد بود که بر پایه همین عناصر قدرت و در چارچوب سیاست‌های کلان نظام اسلامی شکل گرفته باشد.

امروز بیش از هر زمان دیگر، پاسداشت روحیه انقلابی، حمایت از نیروهای مؤمن و انقلابی و حفظ وحدت حول محور ولایت، ضامن عزت، استقلال و سربلندی ایران اسلامی است.

انتهای پیام/