به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ امروز بعد از چند سال یک آفیش خبری قبول کردم، ابتدا میخواستم یکی از خبرنگاران را بفرستم ولی هرچه با خود حساب کردم دلم نیامد که این مراسم را خودم پوشش ندهم.
\r\nاز ابتدای امامت که وارد شدم همقدم با مردم به سمت جایگاه مراسم پیش رفتیم، چقدر همه عجله داشتند که خود را به مراسم برسانند، انگار که حیِّ علی خیرالعمل شنیدهاند و چه عمل خیری، بدرقه شهدا، آن هم چه شهدایی؛
\r\nشهید جاویدالاثر جواد ایزدی که بعد از ۴۰ سال فقط قدری استخوان و یک پلاک از او برگشته است ولی به نظر این پلاکی است که آدرس را گم نکنیم.
\r\nشهید عادل رضایی، هرچند کرمانی است و به نظر با مشهد بعد مسافت دارد ولی از یکهزار کیلومتر آنطرفتر خود را به خدمت امام مهربانیها رسانده است و نشان افتخار خادمیاری آستان مقدس امام رضا علیهالسلام را به همراه دارد، اما این شهید که گویا مداح اهل بیت علیهمالسلام نیز هست به تأسی از ارباب بیکفنمان با بدنی بدون سر به پابوس آستان مقدس حضرت رضا علیهالسلام آمده است.
\r\nو اما شهیده مریم قوچانی غروی که مشهدی است؛ او مادر است و این مادر در روز بزرگداشت مقام مادر و زن با پشتیبانی کسانی که شعار زن، زندگی و آزادی را در همین ایام سر میدادند در آغوش مادر زمین و زمان حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها آرام گرفت.
\r\nراستی شنیدم که دختر این مادر نیز مجروح و در بیمارستان بستری است ولی همین الان اعلام شد که آن دختر هم شهید شد و به مادرش و سایر شهدا پیوست.
\r\nاینجا همه آمدند از همه اقشار، از همه سنین، زن و مرد همه و همه خود را فدایی رهبری عزیز و انقلاب میخوانند.
\r\nاینجا همه رجزِ هل من مبارز میخوانند.
\r\nاینجا همه خود را عاشقان شهادت و سیدالشهدای مدافعان حرم یعنی حاج قاسم سلیمانی میخوانند.
\r\nاینجا کسی برای تماشا نیامده است همه در وسط میدان هستند
\r\nحال و هوای مردم بارانی و هوا ابری است، هرچند هوا گرفته است ولی دلها روشن و امیدوار است، گویی مستمعان برای مداح روضه میخوانند و مداح میگرید یعنی هرکه به این جمعیت بنگرد میگرید؛ دوستان برای دلتنگی عزیزان و دشمن از ترس.
\r\nهوا کمی سرد است ولی به قدری این جمعیت دم به دم شهدا دادهاند که گرما تمام مراسم و خیابان را گرفته است، انگار خورشید پر تلالو شهدا حتی اگر هوا ابری نیز باشد میتابد و چقدر این تابش برای این روزگاران لازم و واجب است، بتابید و بدرخشید که ظلمت یارای نور ندارد.
\r\nیک ساعت از شروع مراسم میگذرد ولی هنوز جمعیت به جمعیت اضافه میشود، آسمان نمیبارد ولی جمعیت بهسانِ قطرات باران، به هم پیوستهاند و سیلی خروشان و مثالزدنی راه انداختهاند.
\r\nجمیعت راه افتاد به سمت انتهای خیابان امامت، در همین حین بود که مداح خبر شهادت دختر شهیده مریم قوچانی غروی را اعلام کرد، زنان در بهت فرو رفتند و مردان همانند کودکان گریه میکردند.
\r\nهمسر شهیده نیز در بین جمعیت بود «کالجبل الراسخ» قدم برمیداشت و زمین زیر پای این پدر شهیده و همسر شهیده سست است.
\r\nبسیاری از مردم با خانواده خود آمدند، به نظر خانوادگی خود را فدایی انقلاب میدانند و نسل به نسل میخواهند این عشق را منتقل کنند.
\r\nحکایت همچنان باقیست...
\r\nحسن ضیایی
\r\nانتهای پیام/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!