سخنم را آغاز مى‌كنم، گرچه زبانم عاجز است در برابر شما سخن گويم، ولى چند سفارش مى‌كنم، اگر كشته شدم فقط دعا كنيد كه خدا مرا در زمره شهيدان درگاهش قرار دهد و مرا غسل ندهيد و كفن نكنيد چون رهبرم حسين (ع) نه كفن داشت و نه غسل. مادر جان، مى‌دانم كه اگر كشته شوم براى تو دردناك است ولى چه مى‌شود كه دين خدا در خطر است، در ضمن من هم كه مال خدا هستم پس مرا حلال كن، حلالم كن تا همچون پرنده‌اى آزاد در آسمان آرزوهايم پرواز كنم مرا حلال كنى تا خدايم مرا ببخشد. مادرم، تو گذاشتى كه من به جبهه بروم يادت بيايد آن روزى كه با هم صحبت كرديم برايت گفتم كه اين جا زندان است بايد بروم، من در جبهه آزاد بودم، آزاد از هر نوع وابستگى و همه چيز كنار زدم و از همه چيز گذشتم و مى‌خواستم كه به معشوقم نزديك شوم.

\r\n

خدايا، تو جان دادى و جانم خواهى گرفت مرا در آن صراط گذار كه هيچ گاه در لحظه جان دادن غفلت نكنم.