به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ زندگی کوتاه فاطمه زهرا (س) مصداق بارزی است برای کلمه «برکت»؛ آخر چگونه میشود انسانی با آن شرایط سخت دوران مکه و مدینه و با آن همه دشمنی و صد البته عمر کوتاه، بتواند فعالیتهایی اینگونه اثرگذار در راستای انسانسازی و جامعهسازی و تمدنسازی داشته باشد؟!
\r\nمخالفان «اسلام سیاسی» هر چقدر تلاش کنند و محافل خنثی تشکیل دهند و سخنان خنثی بگویند و بنویسند، نمیتوانند زندگی سیاسی این بانو را به حاشیه برند تا بتوانند در سایه این «مبارزِ تحریف شده»، به حاشیهنشینی و حاشیهگویی و حاشیهنویسی ادامه دهند!
\r\nوقتی به زندگی این بانو نگاه میکنیم او را «سرباز گرهگشای امام جامعه» میبینیم؛ سربازی که در بسیاری از میدانها، گره از ابروان امام خویش بازکرد.
\r\nاولین گرهگشایی او بههنگام ولادت بود؛ آنهنگام که اتهامات بیاساس دستگاه رسانهای مشرکان باعث شده بود تا نبی مکرم اسلام «ابتر» خوانده شود و بیدنباله؛ ولادت این بانو از یکطرف و نسل مبارکشان از طرف دیگر برای همیشه دشمن آن زمان و هر زمان را ناامید کرد. او کوثری شد جوشان و خروشان که ذریهاش علیرغم مظلومیتها و آوارگیها و شهادتها، اکنون در تمام تاریخ و جغرافیا نورافشانی میکنند.
\r\nمخالفان «اسلام سیاسی» چه بخواهند چه نخواهند، بزرگترین رهبران و مبارزان مکتب شیعی، فرزندان این مادرند؛ سید روحالله الموسوی الخمینی، سیدعلی حسینی خامنهای، سیدعلی حسینی سیستانی، سیدمحمدباقر صدر، سیدحسن نصرالله، سیدابراهیم زکزاکی، سیدمحمدعلی نقوی و...
\r\nگرهگشایی دوم این بانو از امام جامعه زمانی بود که بهتنهایی جای پنج حامی بزرگ نبی را پر کرد و به «ام ابیها» لقب یافت. «ام ابیها» یعنی «مادرِ پدر» و فاطمه زمانی این لقب را از پدر گرفت، که تمام آنچه را که یک مادر برای فرزند نثار میکند، فدای پدر کرد. او از پنج سالگی اگر چه مادر ارجمندش را از دست داد، اما تا آخر عمرِ پدر، مادرِ پدر شد و برای این امام، غمگسار و یاور.
\r\nآن هنگام که این «امامِ مقتدرِ مظلوم» با سر و رویی آغشته از جفای جاهلان به خانه بیخدیجه بر میگشت، دستان نوازشگرِ مادری به نام «فاطمه» مرهمی بود بر زخمهای جسم و جان پدر و بازوانی بود برای پیشبرد آرمانهای این «امامِ بشر».
\r\nگرهگشایی سوم «حضرت زهرا» از امام جامعه، در مدینه است؛ آنهنگام که «همسر علی» شد. اگر چه او به معنای واقعی کلمه یک «آقازاده» است، اما هیچ دغدغه و گرهی در ذهن پدر ایجاد نمیکند؛ هر چند در زندگیاش حداقلهای زندگی را هم نداشته باشد!
\r\nاو برای رونق زندگی فرزندان نبی، هیچ فشاری بر نبی نمیآورد تا مبادا مانع او شود، در انجام وظیفه سترگ ایجاد حاکمیت حق و مبارزه با طاغوتها.
\r\nکم نبودند مجاهدانی که با «فتنه فرزند» زمینگیر شدند و با «امام جامعه» سینه به سینه! خط این مجاهدان زمینگیر در تاریخ امتداد یافت تا در انقلاب مجاهدان پابرهنه ۵۷ ببینیم فقط کسانی با «خمینی و خامنهای» ماندند و میمانند که در فتنه زن و فرزند نمانده باشند.
\r\nاما کار بزرگ دیگر زهرا آن است که آن چنان منزل را امن و ایمن و امان کرده که ذرهای آب در دل علی تکان نخورد؛ مرادم همان علی است که گرهگشای نبی است در بزنگاههای فراوان تاریخ و جغرافیای مدینه.
\r\nعلی وقتی با جراحات جسمی و روحی و خسته از جنگها و نامهربانیها به خانه بر میگشت، کافی بود نگاهش به چهره ماهتاب خانهاش بیفتد تا دیگر همّ و غمی برایش نماند و آماده میدانی دیگر شود.
\r\nعلی از«پشت خط مقدم» خود خاطرجمع بود و چه بسیار قاعدانی که از این نعمت بیبهره بودند و سرانجامشان زمینی شدن بود و چه بسیار مجاهدانی که از زیر قرآنِ بلندشده بهدست همسر راهی دیار نور شدند و دیگر برنگشتند.
\r\nنقش «همسران شهدا» در تاریخ نورانی مکتب علوی و فاطمی و حسینی و خمینی، اگر پررنگتر از مردان شهیدشان نباشد، کمتر هم نیست.
\r\nانتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!