به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ سخن از شبهای مقاومت است؛ شبهایی که زاییدهی یک حادثه تلخ و ناگوار است حادثهای که شهادت رهبر مسلمین جهان و جمعی از دانشآموزان مدرسه میناب به همراه داشت و اما حالا مبدل شده به نوری از روشنایی و امید. شبهایی که مرزهای سلیقه و دیدگاههای سیاسی را درنوردیده و مردم را با هر عقیده و اندیشه به خیابانها میکشاند. در این میان، فرقی نمیکند که کوچک باشی یا بزرگ، خیابانها و میادین عرصه حضور بینظیر مردم است چرا که دلی که با عشق به وطن و ولایت گره خورده باشد، هر لحظه آماده جانفشانی و ایثار است.
\r\nبا وجود گذشت بیست شب پیاپی، همچنان مردم با ارادهای راسخ خود را به این اجتماعات پرشور میرسانند؛ حضوری که خیابان «امام خمینی (ره)» نیشابور را به حسینیه دلها تبدیل کرده است. برای اینکه بگویند: ما اینجا هستیم. ما سوگواریم، اما شکسته نیستیم.
این مراسم باشکوه هر روز عصر دستاندرکاران را در این خیابان گرد هم میآورد. ایستگاهها و موکبهای پذیرایی در این حسینیه خیابانی، به همت جوانان و پیرغلامان حسینی برپا شده است. از اهالی باصفای روستای «آهوان» گرفته تا طلاب حوزه علمیه «گلشن»، خادمان تکیه ابوالفضلی و خادمیاران چایخانه حضرت زهرا (س) و مسجد جامع، همگی دست به دست هم دادهاند تا میزبان شایستهای برای عزادارانی باشند که به عشق ولایت و شهدا در این حسینیه گرد هم آمدهاند.
حجتالاسلام «علیرضا بلوکی»، معاون حوزه علمیه گلشن نیشابور، که هر شب به همراه تعدادی از طلاب، بساط چای را برای پذیرایی از مردم آماده میکنند، در خصوص این حرکت میگوید: بیش از ۲۰ شب است که به همت طلاب این حوزه علمیه، ایستگاه صلواتی را برپا کردهایم. این تلاش تنها به عشق ولایت و به عشق مردمی است که ساعتها برای حضور در این تجمعات خود را به حسینیه خیابان امام خمینی (ره) میرسانند، تا بلکه قدمی هرچند کوچک برای ولایت و کشور برداریم.
وی در ادامه با اشاره به تأمین هزینههای این پذیرایی خاطرنشان میکند: هزینههای این پذیرایی به همت خیرین و طلاب تأمین میشود، من از همین جا دست خیرینی را که منت گزاردهاند و با ما همکاری دارند، میبوسم.
معاون حوزه علمیه گلشن نیشابور همچنین تصریح میکند: بیش از ۳۰ موکب و ایستگاه صلواتی در نقاط مختلف شهر نیشابور به همت جوانان و پیرغلامان اباعبدالله الحسین (ع) برپا شده تا اینگونه به مردم عزیز خدمترسانی داشته باشند.
ساعت که به ۱۹ نزدیک میشود، کمکم مردم خود را به حسینیه خیابان امام خمینی (ره) میرسانند. در این میان، پرچم سه رنگ کشورمان و تصاویر رهبر شهید و مقام معظم رهبری بیش از هر چیز دیگری در این حضور، خودنمایی میکند. پرچمها و عکسهایی که اکنون به نقطه اشتراک و نماد وحدت این مردم برای شرکت در اجتماعات شبانه تبدیل شده است.
همانطور که ورود مردم به حسینیه امام خمینی (ره) را به نظاره مینشینم، حضور یک خانواده به همراه یک کالسکه دوطبقه و دو دختر ۸ تا ۹ ساله در کنار آن، نظرم را به خود جلب میکند.این کالسکه، نه برای تفریح آمده، بلکه برای آمادهسازی آینده آمده است. پیش رفته و علت حضور خانوادگی این جمع را از پدر خانواده جویا میشوم. پدر لبخندی زده و میگوید: چند ماهی است که خانواده چهار نفره ما با ورود دختران دوقلویمان رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. هرچند حدود ۴ ماه از تولدشان میگذرد و نگهداری از دوقلوها سخت است، اما من و همسرم معتقدیم در حال حاضر وظیفه شرعی و قانونی ما حضور در این اجتماعات است. ما معتقدیم الان عرصه حضور خانوادگی است و تا هر زمانی که نیاز باشد، بنده و خانوادهام به عشق ولایت و به حمایت از رزمندگان اسلام خود را به این اجتماعات میرسانیم. در آن جمله، تمام آینده این کشور نهفته است: یک خانواده، یک مسیر، یک ولایت.
در همین حین، همزمان چند نوجوان با پرچم سه رنگ کشورمان بر دوش، خود را به این حسینیه میرسانند. از یکی از آنها علت همراه داشتن پرچم کشورمان را میپرسم که پاسخ میدهد: این پرچم هویت و آرمان ماست. غیرتمان اجازه نمیدهد که این پرچم بر زمین بیفتد، برای همین باید همیشه این پرچم را برافراشته نگه داریم تا دشمنان بدانند مردم ایران بیدار و هوشیارند و اجازه نمیدهند به وطن و پرچم کشورمان تعرض و تجاوز گردد.
نوجوان دیگری میافزاید: برای برافراشته نگه داشتن این پرچم، خونهای زیادی بر زمین ریخته شده و جوانان بسیاری جان شیرین خود را فدا کردهاند. لذا ما به پاسداشت خون این شهدا اجازه نمیدهیم که پرچم کشورمان بر زمین بیفتد.
یکی دیگر از شرکتکنندگان در خصوص حضور خود در این اجتماع میگوید: به یاد عزیزانی که پای لانچرها نشستهاند و چشم و امیدشان، بعد از خدای متعال و فضل الهی، به این حضور است، در خیابان شرکت کردهام. آمدهام که بگویم ما حواسمان به خیابانها هست و پشت شما هستیم و از شما حمایت میکنیم. شما نیز تا نابودی اسرائیل دست از این نبرد برندارید.
مرد میانسالی نیز با احساسی عمیق میگوید: «ما یک عمر میگفتیم جانم فدای رهبر، اما رهبر عزیزمان جان ارزشمندش را فدای اسلام، انقلاب و این مردم کرد. من آمدهام به حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای بگویم آقاجان، ما جانمان را فدای شما میکنیم و مطیع امر شما هستیم؛ حکم آنچه تو فرمایی....
یکی از بانوان میگوید: ما تا گرفتن انتقام خون رهبر عزیزمان و دانشآموزان مدرسه میناب و نابودی اسرائیل جنایتکار آرام نمینشینیم. همانطور که نیرویهای مسلح ما عنوان کردهاند میدان نبرد با آنها و خیابانها با ما مردم، ما هم تا هر زمان که نیاز باشد در خیابانها حضور خواهیم داشت.
مراسم آغاز میشود و نوای «حیدر، حیدر» فضا را پر میکند. مردم همه با توسل به مولای متقیان، حضرت علی (ع)، با جمعیت همراهی میکنند. شعارهای «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد»، «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست»، «ای رهبر آزاده، آمادهایم آماده»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «منافق بیریشه، ایران دمشق نمیشه»، حال و هوای خاصی را بر این حسینیه حاکم کرده است.
به اهتزاز درآمدن پرچم سه رنگ کشورمان بر دستان اقشار مختلف مردم، از پیر و جوان و زن و مرد، نشان از اتحاد، یکرنگی و یکدلی مردم در این برهه حساس از تاریخ انقلاب اسلامی کشورمان دارد. اینجا همه یکصدا و همدل برای حمایت از رزمندگان اسلام و نابودی جبهه کفر به خیابان آمدهاند؛ حضوری پر از شور و شعور حسینی. حضوری که به تأسی از اربابمان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) رقم میخورد و مردم به تأسی از این امام شهید، فریاد میزنند که مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است.
و اما پایانبخش مراسم هر شب در این قرارهای شبانه، قرائت دعای فرج امام زمان (عج) است. الهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ... دعایی که مردم با اعماق جان آن را قرائت میکنند. دستها به آسمان بلند شده و همه با چشمانی بارانی و دلی شکسته، یکصدا ظهور منجی عالم بشریت را فریاد میزنند؛ همو که با آمدنش بساط ظلم و جور را برچیده و عدالت را برقرار میکند. این روزها شاید بیش از همیشه دلهایمان به یاد صاحب الزمان (عج) متوسل میشود و نبودش را بیش از پیش حس میکنیم و با تمام وجود ظهورش را فریاد میزنیم. اللهم عجل لولیک الفرج...
انتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!